پیش شهرسازان فرهنگ گرا

پیش شهرسازان فرهنگ گرا:  ازافرادی که متفکر این دسته ازپیش شهرسازان بودند می توان به افراد زیر اشاره کرد:

جان راسکین، ویلیام موریس و آگوست ولبی نورث پوژن.

این دسته ازافراد تداوم تاریخی را به عنوان اصل قبول کرده وبرخلاف ترقی گرایان به انقطاع تاریخی هیچ اعتقادی نداشتند. آن ها معتقد بودند که شهر قرن 19 شایسته انسان نمی باشد. آن ها مفهوم فرهنگ را برتمدن شهر نشینی دراولویت قرار می دادند ونظرشان براین بود که نیازهای معنوی برتر از نیازهای مادی می باشد. به طورکلی این دسته ازافراد ضد ماشینیسم وضد صنعت بودند. شدید ترین آن ها دراین عقاید جان راسکین می باشد

جان راسکین:

کتاب ها: به سوی این آخرین، هفت مشعل معماریراسکین می گوید هنریک کشور فضیلت های سیاسی اجتماعی آن را بیان می کند. دراقدامات راسکین نقد وفلسفه هنر اولین اقدام اوبود که درنهایت منجر به نقد اجتماعی شد. در ادامه به انتقاد از معماری معاصرپرداخته ودر راستای این تفکر معماری ویکتوریایی انگلیس را نقد می کند. جان راسکین می گوید کسی نمی تواند معمارباشد مگرآن که ازالهیون باشد.

ویلیام موریس:

کتاب ها: نشانه های دگرگونی، گفتارهایی درباب سوسیالیست، گفتارهایی درمورد هنر وصنعت، بیم وامیدها برای مدرن.ویلیام موریس معتقد بود که راسکین استاد معنوی وی می باشد. البته قبل ازآن که یک سوسیالیست مبارز شده باشد. راسکین به طورکلی فردی محافظه کار میباشد، در

صورتی که مقابل آن ویلیام موریس جهان بینی فرهنگ گرا وهجران زده ای را به طبقات زحمتکش جامعه عرضه می کند. این طبقات به نوعی نیروهای جدید وواقعی جامعه مدرن تلقی می شدند.

آگوست ولبی نورث پوژن:

کتاب ها: تباین ها، اصول واقعی وبرجسته معماری مسیحی، ستایشی برای احیای کنونی معماری مسیحی درانگلستان.او یک معمارانگلیسی می باشد وسبک گوتیک را تجدید حیات می نماید.اوشکل دهنده افکارراسکین بوده ومعتقد بود که می توان شهرهای بزرگ را هم کاملا منظم ومسیحایی طراحی کرد.(علی رغم تمامی پیشرفت های تکنولوژیکی).

پیش شهرسازان بی الگو:

1) فردریش انگلس

2)کارل مارکس

3) پیرکروپتکین

4) بوخارین و پروبراژانسکی

کارل مارکس فیلسوفی است که به اتفاق سایرپیش شهرسازان بی الگو شهرصنعتی درقرن19 رانقد می کند. اما هیچ الگویی برای آن ارائه نمی دهد. پرودن وفوریه(سوسیالیست های ابتدایی قرن19) معتقدند که شهرقرن 19الگوی منظم خاصی دارد. پیش شهرسازان بی الگو با نظم موجود در شهرهای سرمایه دارمخالف بوده واعتقاد دارند این نظم بایستی شکسته شود.5مرحله کمونیسم ازنظرکارل مارکس به صورت زیر می باشد:

برده داری

فئودالیسم

سرمایه داری

سوسیالیسم

کمونیسم

پیش شهرسازان بی الگو معتقد بودند که پیوندهای سنتی اجتماع روستایی با پیدایش جامعه سودمند گرا ازبین می رود اما درعین حال اعتقاد داشتند که کارگران می بایست ازمحیط بسته روستایی نجات پیدا کنند تا وارد مرحله دیگری از زندگی اجتماعی شوند.

بیشتر متفکرین قرن19پس ازمارکس شهررا مکان عقلایی می دیدند که دردرون آن روابط اجتماعی درحال درگوگونی بوده است. اما بعدها مارکس وسایرپیش شهرسازان

بی الگو بیان کردند که آزادی واقعی درمحیطی فراتر از شهرتحقق پیدامی کند یعنی دریوتوپیا یا آرمان شهر. ازدیدگاه مارکسیست ها نو شهرهای مدرن ازجمله ابزارتسلط سرمایه داری امپریالیست جهانی به حساب می آیند. آن ها معتقد بودند که سرمایه داری نابودکننده شخصیت فردی ومانعی درراه پیوندهای مستحکم اجتماعی می باشد ومحیطی مناسب برای بی تفاوتی واز خود بیگانگی است. یک چنین نگرشی بعدها درآثارمانوئل کاستلز دیده می شود به طوری که او مادرشهرهای جهانی را در دنیای معاصر مکان بیگانگی جمعی می داند. جایی که انسان تحت تاثیرفضا و جریان ها هرنوع ویژگی های با ارزش فردی واجتماعی را از دست داده وآن چه باقی می ماند جامعه ای مسخ شده می باشد.

آنارشیسم اجتماعی:

 این مکتب ناشی ازتفکرات پیرکروپتکین شاهزاده روسی می باشد. وی به مارکوپولوی قرن 19 معروف شده است ومعتقد بود که آنارشیسم اجتماعی شاید نشات گرفته از جامعه سرخپوستان آمریکایی بوده که بی دولت بوده، بدون زندان بودند ومالکیت خصوصی نیز نداشتند وقبل از ورود اروپاییان به آمریکا به انسانی ترین شکل ممکن زندگی می کردند. آنارشیسم اجتماعی درواقع حکومت مردم بر مردم می باشد ومهربانی به انسان هارا درراس همه تفکراتش قرار می دهد. این مکتب به آزادی افراد معتقد بوده، تعاون متقابل را به بی رحی اجتماعی ترجیح می دهند.  این دسته ازافراد اعتقاد دارند که زندان هاانجمن های رذالت می باشند به طوری که انسان ها بعد از خروج از آن جا  بدتر ازورودشان می شوند. طرفداران این مکتب تمرکززدایی را نفی می کنند. این مکتب ازآن جهت با سرمایه داری مخالف است که می گوید سرمایه داری رقابت برانگیزمی باشد. آن ها می گفتند که شهرها و مجتمع های زیستی درقرون وسطی مکان هایی بودند برای زندگی مطلوب و آرام درحالی که شهرهای امروزی درنقش سوداگرانه خودمکان هایی برای انواع بزهکاری می باشند. عده ای ازآن ها نیز معتقد بودند که چون شهرهای امروزی بدون کنترل،  کارکردهای اقتصادی به خود گرفته اند درنتیجه کاربری زمین درشهر با توجه به بازده سرمایه عمل می کند ودرنتیجه آن اقلیتی با نفع سرشار خود ازشهرها صاحب آن ها می شوند ودرنتیجه چنین شهرسازی منابع طبیعی باغات وفضاهای سبزشهری سوداگرانه نابود می شوند. ازاین روپیروان این مکتب عتقاد داشتند که سرمایه داری اصولا ضد محیط زیست عمل می کند واساسا هرگونه تعادل بین انسان ومحیط را بر هم می زند. آن ها می گفتند اجازه ندهید سیاره زمین را با مسموم کردن خودمان مورد بهره برداری قرار دهیم. برای این که تعادل های اکولوژیک جامعه تضمین شود یا به عبارت دیگر تعادل میان انسان ومحیط برقرار گردد، ابتدامی بایست این تعادل از روابط میان انسان های یک جامعه شروع شده تا این که تعادل میان طبیعت وانسان شکل بگیرد.

 

تونی گارنیه(1869-1948):

اوشهر صنعتی را با35000هزار نفر جمعیت ابداع کرد. الگوی مطرح شده توسط وی همزمان با باغشهر ابنزرهاوارد بوده. در حدود سال 1900میلادی به طور مصلح به تازگی آشکارشده و وی استفاده ازآن را برای تمامی ساختمان های شهرصنعتی پیشنهاد کرد. اوبرعلیه خیابان های دائمی به مبارزه پرداخت وازخانه های مستقل حمایت کرد.

والترگروپیوس:

او مکتب خرد گرای باوهاس را پایه گذاری کرد واعتقاد داشت که ارتباط بین معمار ودانشجو، می بایست با صنعت همراه باشد. اومعماری کاربردی را مطرح کرده که این نظریه بعد از جنگ جهانی اول به صورت عملی در شهرها پیاده سازی شده است. میس وندر روهه از حامیان این نظریه بوده است.گروپیوس استاد معماری بود ومکتب باوهاس را در شهر وایمار گسترش داد. ازجمله کارهای مهم او می توان ترکیب هنر وصنعت(آشتی دادن هنر وصنعت)نام برد.دو ویژگی اصلی مکتب باوهاس عبارتند از:

1) هرطرحی باید توجیه اقتصادی داشته باشد(برای ضمانت اجرایی).

2) محصول ازطریق یک پروسه ایجاد شده باشد.گروپیوس در زمینه آشتی دادن شهر و روستا می گوید: باید طبیعت را به درون شهرها کشانده و از فناوری های نوین در روستاها استفاده نماییم.

لوکوربوزیه(شارل ادوارد ژانره):

ازبنیان گذاران سیام(انجمن معماران مدرن) بوده ودر سال1928 میلادی برای اولین بار در طرح های خود یک شهر معاصررا برای سه میلیون نفر طراحی کرد به نام شهردرخشان. از نظر او معماری وشهرسازی جدایی ناپذیرند. به عقیده وی شهررا می توان به یک پارک بزرگ تشبیه کرد. او در این زمینه می گوید:« این است تجسمی حقیقی از یک شهر خیلی مدرن. یک سمفونی سبز ازشاخ وبرگ درختان، علفزارها والماس های درخشان در میان درختان».

مکتب شیکاگو(مکتب اکولوژی شهرها):

این مکتب در دوشاخه جامعه شناسی شهری ومعماری ظهورکرده است.ازبنیان گذاران مکتب شیکاگو دردانش معماری می توان به ویلیام لوبارن اشاره کرد. اما بنیان گذاران این مکتب در جامعه شناسی شهری عبارتند از: رابرت ازرا پارک، ارنست برگس ولودویک مکنزی می باشد. این مکتب برپایه دو عقیده شکل می گیرد:

1) داروینیسم اجتماعی: در این مکتب اعتقاد براین بود که گروه های مختلف جامعه شهری همانند گونه های مختلف جانوری و گیاهی در طبیعت برای یافتن مکان برتر یا محل بهتر به رقابت و مبارزه می پردازند. این نظریه برگرفته شده ازاکولوژی گیاهی هگل می باشد.

2) اقتصاد(اقتصاد نئوکلاسیک): طرفداران این نظریه اعتقاد داشتند که دانش اقتصاد به عنوان  یک ابزاری است که انسان به وسیله آن می خواهد منافع بیشتر را با کوشش کمتر بدست آورد. دراین مکتب به دو عامل توجه می شود: سلامت انسان        سلامت محیط زندگی شهری

براثر تفکرات این مکتب، تئوری های مختلف درباره اشکال شهری شکل گرفتند که عبارتند از:

1) دوایرمتحدالمرکز از ارنست برگس

2) نظریه شهرقطاعی ازهومر هویت

3) شهر چند هسته ای از چنسی هریس وادوارد اولمن

جین جیکوبز:

روزنامه نویس ومنتقد معروف آمریکایی-کانادایی بوده که با انتشار کتاب مرگ وزندگی شهرهای بزرگ آمریکایی در سال1961 و نوشتن یک مقاله انتقادی تند در باب وضعیت مسکن در آمریکا به شهرت رسید. ازجمله دیگر کتاب های معروف او می توان به اقتصاد شهرها(1969)وآینده مبهم(2004)اشاره کرد. او ازجمله کسانی بود که پیرو مکتب سلامت روان می باشد. پیروان این مکتب اعتقاد داشتند که منطقه بندی و زون بندی وایجاد شهرها بر اساس تفکیک عملکرد باعث پیدایش فضاهایی خشک و بی روح شده وانسان ها را به سمت جرم وجنایت وبزهکاری سوق داده وسلامت روانی آن ها را به خطر می اندازد. از نظراین افراد، فضاهای شهری می بایست دارای تنوع وگوناگونی بوده به فضای خیابان ها(به عنوان فضایی که همیشه مورد توجه چشمان ناظر می_ باشد)توجه دوچندانی شود. به طوری که خانم جین جیکوبز اعتقاد داشتند که فضاهای تفریحی وپارک های ساخته شده محیطی نامناسب برای حضور کودکان، برای تفریح وبازی می باشد. خانم جین جیکوبز اعتقاد داشت برای ایجاد فضاهای محله ای می_بایست به موارد زیر توجه شود:

1) حداقل دو کاربری ویا بیشتر درفضاهای محله ای استقرار یابد.

2) اندازه قطعات وبلوک های مسکونی می بایست کوچک باشد چرا که اعتقاد داشت دربلوک های بزرگ مسکونی نمی توان تنوع ایجاد کرد.

3) در درون بافت محله تنوعی از ساختمان ها با قدمت های تاریخی مختلف وجود داشته باشد.

4) میزان مشخصی از تراکم وتمرکز در محله ایجاد گردد.

تذکر: کتاب مرگ وزندگی شهرهای بزرگ آمریکایی اولین تیری است که ازفراتجدد یا فرا مدرن به سوی تجدد یا مدرن رها می شود.

 

کنگره های بین المللی معماری مدرن(C.I.A.M):

این کنگره ها که درراستای تفکر مدرنیست وتاثیرآن برمعماری وشهرسازی شکل گرفتند مجمعی برای هم اندیشی وهم فکری معماران وشهرسازان مدرنیست می باشد. کنگره های سیام درقالب10کنگره ازسال1928میلادی تا1955 میلادی جامعه جهانی را تحت تاثیراتفاقات وتفکرات ودر بعضی دوره ها حاشیه های خود قرار داده است. درادامه به صورت مختصربه این10کنگره اشاره می شود:

کنگره اول(1928سوییس):

این کنگره درقصرلاساراز یا دولاساراز درسوییس برگزار شده که به تدوین اصول کلی درباب معماری می پردازد. دراین دوره اولین رییس کنگره پروفسور کارل موزر که استاد دانشگاه زوریخ بود به عنوان ریاست کنگره برگزیده می شود.

کنگره دوم(1929آلمان):

این کنگره درفرانکفورت با موضوع مسکن حد اقل برپامی شود که در این دوره قرار بر این شد که نقشه های ارائه شده به یک شیوه وبه یک مقیاس ترسیم شود.

کنگره سوم(1930بلژیک):

این کنگره دربروکسل برگزارشده وموضوع آن روش های منطقی در استقرار بنا می_باشد. در این کنگره واحدهای مسکونی به سه دسته ویلایی، آپارتمانی وبرج تقسیم شده ومزایای نسبی واحدهای آپارتمانی به خانه های یک طبقه مطرح می گردد. لازم به ذکر است که طرح شهر درخشان لوکوربوزیه در این دوره مطرح می گردد. دردوره سوم پروفسور موزر ازریاست کناره استعفا داده وبه نفع افراد جوان تر کنار می رود. شخصی به نام وان ایترن که رییس اداره امورشهر درآمستردام هلند بود به عنوان رییس کنگره انتخاب می شود. انتخاب یک شهرساز برای کنگره سوم نقطه عطفی برای جامعه شهرسازی محسوب می گردد.

 

کنگره چهارم(1933یونان):

وان ایترن وگیدئون به مسکورفته تا مقدمات کنگره چهارم را فراهم می نماید. اگرکنگره چهارم درمسکو برگزار می شد بسیاراتفاق خوشایندی بود چراکه روس ها علاقه شدیدی به شهرسازی ازخود نشان دادند. اما فشارهای اجتماعی اجتماعی جامعه اروپای شرقی وطرفداران استالین باعث شد که بارها بارها این کنگره به تعویق بیفتد تا این که درنهایت این کنگره دریک کشتی مسافرتی که ازآتن به سمت مارسی فرانسه می رفت شکل بگیرد. بی شک کنگره چهارم پربارترین مهم ترین کنگره معماری مدرن می باشد. موضوعاتی که در این کنگره مطرح شد عبارتند از:بررسی گسترش بی رویه شهرها، پیوندهای ایجاد شده بین شهرومنطقه وشهرکارکردی. برپایه تفکر شهرکارکردی، شهر به 4عملکرد سکونت، کار، تفریح ورفت وآمد تقسیم می شود. این ایده که ناشی ازتفکرات لوکوربوزیه بود بعدها درسال1941میلادی درقالب منشورآتن درفرانسه انتشاریافت. برای عملی کردن تفکرات این کنگره اولین نقشه کارکردی شهر برای شهر ورشو لهستان برپایه منطقه بندی درسال1934تهیه گشت.

کنگره پنجم(1937فرانسه):

این کنگره درپاریس با موضوع محل سکونت ومحل تفریح(مسکن واوقات فراغت)شکل گرفت. البته تغییراتی جزیی نیز در منشور آتن وشهرکارکردی داده شد.درکنگره پنجم مقدمات لازم برای برقراری کنگره ششم درآمریکا فراهم گشت که به دلیل جنگ جهانی دوم، این کنگره(ششم)10سال به تعویق افتاد.

کنگره ششم(1947آمریکا):

پس از10سال وقفه بین کنگره پنجم تا ششم نهایتا این کنگره بعد از جنگ جهانی دوم با موضوع توضیح کار10ساله وزیبایی شناسی در معماری شکل گرفتند. درآن دوران به دلیل بازسازی اروپا  برای خرابی های بعد ازجنگ تفکرات مختلفی درباب بازسازی شهرها مطرح گردید. انگلیسی ها اعتقاد داشتند که در زیبایی شناسی ودرطرح های شهرسازی می بایست به نظرات مردم توجه شود. حال آن که افرادی مثل لوکوربوزیه وگیدئون اعتقاد داشتند که معماری می بایست همانند معماری مدرن، فردگرا یا نخبه گرا باشد.

کنگره هفتم(1949ایتالیا):

این کنگره درشهر برگامو در ایتالیا با موضوع تکراری زیبایی شناسی درمعماری شکل گرفته. دلیل تاکید براین موضوع ایجاد اختلاف نظر وتنش بیشتر بین معماران جوان و افراد مسن در سبک مدرن می باشد.

کنگره هشتم(1951انگلستان):

این کنگره به کوشش گروه مارس در نزدیکی لندن برگزار شده. افراد در این کنگره اعتقاد داشتند که نظریه شهر کارکردی منشورآتن توجهی به فضای مرکزی شهرها نمی کند بنابراین موضوع این کنگره اضافه شدن مرکز شهربه عملکردهای چهارگانه شهری درقالب عملکرد پنجم می باشد.

کنگره نهم(1953فرانسه):

این کنگره به همت گروه آزکورال درجنوب پاریس شکل گرفته وموضوع آن توجه به فضاهای بیرون ازخانه وارتباط بنا با محیط اطرافش می باشد. دراین کنگره مطرح شد که معماران مدرن بناهای ساخته شده را به صورت تک بنا ودرقالب یک عنصر بی ارتباط با فضاهای شهری می نگرند ونظریه هایی که باعث شد که زیبایی همان کارایی باشد وتزئینات درمعماری حذف شوند(نمونه بارزآن را درکارهای آدولف لوس می بینیم) به چالش کشیده شد.

کنگره دهم(1955یوگسلاوی):

این کنگره به همتteam x که گروهی ازمعماران جوان مدرن بودند شکل گرفته وموضوعات روزآن دوران جامعه شهری وآثارمعماری آن درفضاهای شهری مطرح گردیدند؛ موضوعاتی ازقبیل: رابطه فرد با خانواده، رابطه فرد با اجتماع،نیازبه آرامش وخلوت درانسان واحتیاج فرد به طبیعت.

 

انواع شهرهای قرون وسطی

انواع شهرهای قرون وسطی: یکی از5دسته شهرهای قرون وسطی عبارتند از:

1) شهرهای رومی واریا رومی مبدا؛ مانند بولونیا، لندن... .

2) نوشهرهای ساخته شده توسط حکام محلی، این نوشهرها عملکردهای نظامی اقتصادی داشتند مانند رودلاند وکینگ استون.

3) شهرهایی که ازحالت روستا به شهر تبدیل شدند.

4) شهرهای نظامی؛ اکسفورد وکمبریج

5) باستیدها(نوشهرهای انگلیسی ولزی بوده که توسط ادوارد اول درانگلستان وفرانسه

ساخته شده است). ازویژگی های باستید ها می توان به ساختارشطرنجی آن ها ومربع یا مستطیل بودن آن ها اشاره کرد. البته این شهرها با ملاحظات نظامی واقتصادی ساخته می شدند.

تذکر: بعد از سقوط امپراطوری روم(در قرن5میلادی) ازرونق شهرنشینی دراروپا تا حد زیادی کاسته شد. تا قرن 10و12میلادی که ثبات سیاسی، اجتماعی وتجاری اروپا حیات مجددی به شهرهای رومی داد. به طوری که به طود عام می توان گفت قرون وسطی موجبات عصر توسعه شهری در اروپا را فراهم نمود. مرکز شهرهای قرون وسطی دارای بافتی منظم وشطرنجی بوده اما بافت پیرامون آن ها به صورت نا منظم یا ارگانیک ساخته شده است تا درهنگام تهاجم به دشمن بتواند نقش انحرافی را ایفا نماید. به عبارتی ساختارجدید شهردرقرون وسطی ونظام سیاسی، مدیریتی آن یکپارچگی واستقلال را به همراه داشته وبرمبنای نظر مارکس وبر این ویژگی سیاسی شهر است که آن را مبدل به مکانی خاص می سازد وحدود آن را به عنوان یک نظام اجتماعی مشخص می کند ودرنهایت ایدئولوژی تعلق به شهر را به وجود آورده که تا به امروز ادامه دارد.

نکات تکمیلی درباب رنسانس:

دوره رنسانس شروع مشخصی نداشته به طوری که سرپاتریک آبرکرامبی می گوید نقطه شروع وپایان این دوره به واقع کمی دیرتراز آن چه گفته شد می باشد. دراین دوره با فعال شدن جنبش اومانیسم وظهور فلاسفه متعدد باعث تغییربینش خدا محوری به انسان محوری می گردد ودرنتیجه اصل پروتستانیسم را به وجود می آورد. این دسته مخالف کاتولیک ها بوده وبر اصل جدا بودن الهیات از عقل انسان تاکید داشتند. مارتین لوترپایه گذارمذهب پروتستان می باشد. دراین دوره یک جابه جایی درسوژه پدید آمد. حاکمیت مطلق کلیسا از بین رفته به طوری که دیگرآسمان سوژه نبوده بلکه انسان جای آن را می گیرد.

تذکر: نوشهرهای محدودی درقرن18تا15میلادی دراروپا با توجه به نیازهای سوق الجیشی ونظامی به وجود آمده بودند ویا دراثرحکومت مستبدانه شهرسازی رنسانس مناطق شهری موجود گسترش یافته یا بخش هایی ازآی بازسازی شد. ایجاد مناظر بی انتها ومقیاس های باشکوه باروک تنها با کمک قدرت های مستبد، متمرکزو قوی در کشورهای اروپایی به وجود آمد.

تذکر: ازآغاز قرن 15میلادی با کشف پرسپکتیو درطول5 قرن این عامل به عنوان یکی ازعوامل اساسی تاریخ هنر شد ومعیاراعتراض ناپذیری گشت که هر اثرهنری می بایست با آن سنجیده شود.از فعالان شهرسازی دوره رنسانس می توان به لئوناردو داوینچی، آلبرتی،فیلارته، میکل آنژو فرانچسکو مارتینی اشاره کرد.

تذکر: داوینچی با عنایت به محدودیت ها وعنصرمکان واحترام به وضع موجود در آن تغییراتی داد بی آنکه میراث فرهنگی گذشته تباه شده ویا ازمیان برود. این سخن ادموند بیکن در رابطه با اقدامات خارق العاده داوینچی دردانش شهرسازی می باشد.

تذکر: پرسپکتیو یعنی این که مبدا هنر ونقطه نظرآن انسان باشد. به نوعی این پدیده نشات گرفته ازمکتب اومانیسم می باشد.(پرسپکتیو مساوی دورنمایی دردیدودرعمق).

تاریخچه کامپیدولیو:

پاپ پائولوس قصد داشت، تپه کاپیتولینه عظمت خود را از میان 7 تپه تاریخی شهررم بدست آورد وبه نهادی درعصرتسلط پاپ ها درآید. اومیکل آنژرا مامورتجدید حیات این پروژه نمود. درحوزه طراحی میکل آنژ3سازه مورد توجه قرار می گیرد.

1) کاخ سناتورها

2) کاخ شهرداری

3) کلیسای سانتاماریا

وی پس ازتجدید طراحی درسال1538میلادی مجسمه سواره مارکوس آئورلیوس باقیمانده از عهد روم را به عنوان مرکزبصری کاپیتال ومرکزیت بصری پیاتزا قرار داد وبدعتی را درسایرکشورهای دوره رنسانس ایجاد کرد.

 

انقلاب صنعتی وشهرصنعتی:

انقلاب1879میلادی فرانسه ازبعد سیاسی واجتماعی وانقلاب صنعتی از طرف دیگر منشا تحولات شهر درقرن19و20می باشد. به عبارتی اگرشهردردوران ماقبل تابعی از سنت بود، شهردراین دوره دارای فرمی با پیروی ازاصل تبعیت ازعملکردها می باشد.ازمعترفین یا معتقدین این دوره می توان به چارلز دیکنزاشاره کرد که درتمامی رمان هایش شهر صنعتی را توصیف وتحقیر می نماید. سر توماس مور ازمتفکران انگلیسی قرن15و16میلادی، انقلاب صنعتی ومکانیزه شدن فعالیت هایی نظیرکشاورزی ناشی ازآن را مورد نقد قرارداده ودرباره آن ها می گوید: اکنون گوسفندها آدم ها را می_ خورند واین هدیه تکنولوژی وصنعت به انسان می باشد. دراین دوره تخصص شهرسازی که پیشینه درست وقدرتمندی نداشت به وجود آمده است.

نظریه پردازی شهرسازی(سیراندیشه ها):       

درنیمه اول قرن19برای نظم بخشیدن به نیروهای اجتماعی موجود در شهردوگونه مکتب درمغرب زمین به وجود آمده که پیروان این مکاتب هیچگاه متخصص شهرسازی نبوده اند وبه همین دلیل به آنها پیش شهرسازان می گفتند. پیش شهرسازان نوگرا یا ترقی گرا متفکرانی بودند که دوران پارینه فنی وفنی را ازهم جدا می کردند. تفکراتشان نیز بر پایه این مطلب بوده است که انقلاب فنی وتکنولوژیکی پذیرفته ودرنتیجه انسان متفاوتی به وجود آمده است. به همین دلیل تفکرات مربوط به نا کجا آباد(آرمان شهریا یوتوپیا)را گسترش دادند. ازنظراین افراد، انسان فرد کشف شده بیولوژیکی است که قابل تعویض وجانشین شدن باهرفرد دیگری درهرجای جهان است. ازطرفی بازدهی وکارایی حداکثر درشهرهدف این گروه می باشد. ازآثارجانبی این تفکر می توان به این مساله اشاره کرد که خود شهرنیز به ابزارتولیدی تبدیل شده قابل جایگزین شدن می باشد. پیش شهرسازان ترقی گرا عبارتند از رابرت آوئن، شارل فوریه، اتین کابه، بنیامین_ وارریچاردسون، ویکتورکنسیدران، ژان باتیست گودن، پیرژوزف پورودن، ژول ورن، جرج هربرت ولبز.

 

پیرژوزف پورودن:

کتاب ها: دراساس هنرومقصد اجتماعی آن، مالکیت چیست

این شخص فردی سوسیالیست بوده ودولت را رد می کرد. ضمن آن که نظام لیبرال وبی عدالتی های لیبرالیسم را نمی پذیرفت. پورودن به نوعی آنارشیست(هرج ومرج طلب) بوده اما می خواست نظم وقانون پابرجا بماند. او به نوعی طرفدار خرده مالکیت خصوصی بوده وبه طورکلی حلقه واسطه میان سوسیالیسم علمی وتخیلی می باشد.

بنیامین وارریچاردسون:

کتاب ها: هیژیا، آینده علم بهداشت، تندرستی ملت ها

اویک پزشک انگلیسی بود وآرمان شهر هیژیا را طراحی کرد. دراین زمینه از سرتوماس مور الهام گرفته است. همانند سایر ترقی گرایان این آرمان شهرهم نگاه بیولوژیک به انسان دارد. توجه به بهداشت از اساسی ترین اصول شهرهیژیا است. او می گوید هیژیا شهری است با نازلترین شاخص مرگ ومیر. درهمین راستا درسال1876 میلادی درگردهمایی که موسسه علوم اجتماعی برگزارنموده شرکت کرده وگزارش خود را درباره مرگ ومیر مطرح می سازد.

ژان باتیست گودن:

کتاب ها: راه حل های اجتماعی، سوسیالیست ها وحقوق کار، همکاری ملی علیه فقر.او مخترع کوره های چدنی می باشد وبه ارائه راه حل های اجتماعی می پردازد.

جرج ولبز: اودقیقا مانند گودن نظریه پردازی می کند واصلی ترین تفکر وی ارائه راه حل های اجتماعی می باشد. اوبه دنبال سیاست وراه حل های سیاسی نمی باشد.

 

 

رابرت آوئن:

کتاب ها: گزارش به لانارک، دنیای اخلاق نو.

شارل فوریه:

کتاب ها: نظریه چهار حرکت، مهم ترین قرارداد مشارکت خانگی، جهان نو صنعتی ومشارکتی، شبه صنعت تکه تکه شده.

ویکتورکنسیدران:

کتاب ها: سرنوشت اجتماعی، بیانیه مکتب هم پیوندی، ارائه نظام فالانستریه فوریه.

اتین کابه:

کتاب: سفر به ایکاری.

ادامه تاریخ(از قرون وسطا تا پیش شهرسازان فرهنگ گرا)

قرون وسطی(سده تاریکی یا عصرسیاه): قرون وسطی به دو یا سه دوره تقسیم می شود.ا) دوران ابتدایی: این دوره ازقرن پنجم تا یازدهم میلادی می باشد که فئودالیست متولد شد وبه لحاظ  مذهبی کلیسای کاتولیک نفوذ خودش را گسترش می دهد.

ب) دوره میانی: ازقرن یازده تا پانزده میلادی می باشد که در این دوره فئودالیست به اوج خود رسیده ودرکشاورزی تکنولوژی های جدیدی مانند گاو آهن به کار گرفته می شود. به عبارتی دراین دوره بین کشاورزی وصنایع تقسیم کار ایجاد شده ودرنتیجه شرایط لازم برای تضاد شهر وروستا پدیدار گشته. در واقع شهرکارپشتیبانی را انجام داده وروستا به لحاظ تولیدات کشاورزی برتری داشته است. دنشگاه هم به عنوان یکی از پدیده های قرون وسطی می باشد که به جهان معاصرمعرفی می گردد.

ج) دوره متاخر یا دوره سوم: این دوره ازقرن پانزده تا هفده میلادی می باشد که معمولا بسیاری از اندیشمندان آن را جزو دوره های رنسانس به حساب می آورند.دراین دوران فئودالیست تجزیه گردیده و سرمایه گذاری بورژوازی شکل گرفته است. در همین دوران در ایران تمدن اسلامی بر اثرنفوذ اعراب در دریای مدیترانه به خوبی جا افتاده بود به همین جهت شهر های تازه ای در این منطقه درحال شکل گیری بودند که مهم ترین آن ها عبارتند ازشیراز درایران، قاهره درمصر، فاس در مراکش.

تذکر: همواره دو عامل سرنوشت ساز با تولد شهرهای قرون وسطی نزدیک بوده است:

1) افزایش فعالیت بازار

2) نیاز به حراست وامنیت

تذکر: طرح شهر درقرون وسطی به صورت ارگانیک(یعنی خودرو وانداموار)می باشد ونشات گرفته از شرایط زندگی در آن دوره بود که با محدود و محصورکردن فضا شهرها شکل می گرفتند.

تذکر: در قرون وسطی حکومت را می بایست حکومت اسقف ها دانست و همه چیز می بایست به کلیسا ختم شود.

تذکر: در مطالعه هنر ومعماری قرون وسطی شاهد3 دوره می باشیم 1) سده تاریکی

2) رومانسک

3) گوتیک

در دوره اول(سده تاریکی)هیچ گونه شیوه معماری شاخصی ایجادنشده است. در دوره رومانسک که مربوط به قرن ده تا دوازده میلادی است وبه معماری رومی معروف است بنا های اصلی کلیسا ها بوده با طاق دایره ای شکل و4رواق جانبی. به عبارتی دوره رومانسک ادامه سده تاریکی است اما در خدمت کلیسا است. در دوره گوتیک طاق های بناهای کلیسا از حالت دایره ای شکل به صورت بیضی شکل احداث می گردند. ازآثار این دوره می توان به کلیسای نوتردام درپاریس وکلیسای دورام در انگلستان اشاره کرد.

تذکر: درست در زمانی که حاکمیت مطلق کلیسا در قرون وسطی در اروپا کمرنگ  می شود روابط فئودالی وانقلاب بورژوازی یا سرمایه داری پس از آن سبب ساز توسعه چشمگیر در اروپا می گردد تا در نهایت دوره درخشانی به نام رنسانسشکل بگیرد.مصادف بااین دوره در اروپا در ایران در قرن هفتم هجری یورش مغول تمامی بنیان- های شهری را از بین برده وشهر گرایی را نزدیک به یک قرن در ایران بی هویت می سازد.هنر بیزانس یا هنر صدر مسیحیت: شیوه این هنر همانند شیوه هنر رومی متاخرتحتجهان بینی مسیحی است که کم کم به طبیعت گرایی یونانی تغییر ماهیت می دهد. امپراطورکنستانتین در سال330درساحل دریای سیاه پایتخت خود راپی ریزی کرد که این تاریخ را می توان شروعی برای هنر بیزانس دانست که تا سال 1453میلادی وتصرف قسطنطنیه به دست ترک ها این هنر ادامه داشت. اصطلاحا به آن هنر مقدس نیز می گویند.

رنسانس:

این دوره مقارن با دوره صفویه درایران می باشد. رنسانس از نظرلغوی به معنای تجدید حیات می باشد(نوزایی)(احیای هوشیارانه سنت های ادبی و هنری روم ویونان باستان).

تذکر: سبک معماری گوتیک در قرون وسطی که هیچگاه در ایتالیا پایه و اساس محکمی نداشته در قرن15میلادی در انگلستان در اوج قدرت وشوکت بوده است.  ازطرفی در همین ایام سبک معماری رنسانس در روم و فلورانس به شدت مرسوم گشت.نخستین اثر معمماری به سبک رنسانس بیمارستان فوندلینگ(بیمارستان یتیمان)به طراحی فیلیپو رونلسکی که در سال 1419میلادی کارساختن آن در فلورانس آغاز گردید.نخستین شهرسازی رنسانس، شهرویانوبا در جنوبا درسال1470میلادی بوده که برطبق نظم آگاهانه ساختمان ها و بر اساس طراحی ازپیش تعیین شده تاسیس گردیده است.

تذکر: اختلاف آثار شهرسازی دردوره های قرون وسطی و گوتیک با دوره رنسانس درنظم آگاهانه ، طراحی از پیش تعیین شده وشبکه شطرنجی می باشد.

تذکر: نخستین شهر آرمانی(اتوپیا یا یوتوپیا)کاملا طراحی شده توسط آنتنیوفیلارته بنا گردیده. اولین شهررا به نام مشوق خود به نام فرانچسکو اسفورتسا، اسفورتسینتا نامید.

تاریخ معماری رنسانس: تاریخ معماری رنسانس به 4 دسته تقسیم می شود.

1) رنسانس نخستین سال 1520تا1420

2) رنسانس پسین1600تا1500میلادی

3) باروک یا باروکو1750تا1600 میلادی

4) روکوکو1900تا1750میلادی.

تذکر: یکی از علل گسترش رنسانس توسعه صنعت چاپ به وسیله جان گوتنبرگ در هلند بود.

تذکر: اگرقرون وسطی کلیساها مجلل ترین ساختمان های شهری به حساب می آمدند دردوره رنسانس قصرهای مجلل حاکمان به منزله نماد شهر فعال محسوب  می شددرواقع در رنسانس کلیسا اهمیت خود را از دست داده و فرهنگ اومانیسم(انسان محوری)جای آن را می گیرد. در دوره رنسانس مجموعه ای از شهرها شکل می گیرد

که این شهرها مبتنی برحداکثر دفاع از شهر بوده ودرون این هسته شهری، شبکه ای کاملا طراحی شده ازمعابر دیده می شود به گونه ای که شبکه شطرنجی هیپوداموس را تداعی می کند.

عوامل پیدایش رنسانس: عوامل تاثیرگذار بر شهرسازی دوره رنسانس به صورت زیرمی باشد:

1) آثارویتروویوس، معماربرجسته دوران آگوستوس درسال1412میلادی

2) مهاجرت هنرمندان ازقسطنطنیه به ایتالیا درقرن15

3) کشف قاره آمریکادرسال 1492میلادی

4) اختراع باروت وتفنگ.

میکل آنژ( 1564تا1475)تواناترین معمار بوده که  طراحی میدان کامپیدولیورادر ایتالیا انجام داده است. نقشه ستاره ای شکل شهر ایده آل که نتیجه سیستم دفاعی شهر رنسانس بود، توسط لئوناردوداوینچی طراحی شده است.

تذکر: نظم آگاهانه در شهرهای رنسانس وبافت شطرنجی آن ها به دلیل تفکرتردد ساده تر وخدمات بهتر می باشد. ازجمله مهم ترین شهرسازان آرمان گرا دردوره رنسانس می توان به فیلارته ولئونه باتیستا آلبرتی اشاره کرد.

عناصراصلی شهررنسانس: شهرسازان رنسانس درابتدا از سه عنصراصلی برای

طراحی استفاده می کردند.

1) خیابان اصلی مستقیم که از ابداعات رنسانس است.

2) مناطق با شبکه های شطرنجی

3) فضاهای بسته که با المان ها، یادبود ها، مجسمه ها...فضارا می بستند.

تذکر: تمایل به نظم وانضباط در مقابل بی نظمی نسبی و پراکندگی فضاهای گوتیکازویژگی های بارز معماری رنسانس می باشد. در واقع هنر رنسانس هنر آرامش وزیبایی است. اثری از من واجبار، آشفتگی وناآرامی دراین کارها به چشم نمی خورد. دررنسانس معماری به سمت حفظ تقارن حول یک یا چند محوراصلی به حد مضحک و مسخره ای رسید به حدی که درپیاتزا دلپوپولو دو کلیسا مشابه هم در دوسوی خیابان اصلی بنا نهاده شده است.

معماری رنسانس:  معماری رنسانس تاکید افقی داشت تاعمودی ودر طراحی انسداد مناظربا قرار گرفتن دقیق ستون های یادبود ویا مجسمه های مشخص ومناسب در انتهای خیابان های بلندومستقیم است.

تذکر: اولین تحولات رنسانس درشهرهای فلورانس وونیز اتفاق افتاده است.

هنر باروک(1750تا1600میلادی):  سال 1600میلادی دوره باروک شهرسازی، شهرسازی دوره رنسانس را به یکباره وبرای همیشه ازمیان می برد. باروک در معنی اصیل خود چیزی جزو مروارید ناصاف پرپیچ وتاب ویا غیر عادی نبوده است. ازویژگی های هنرباروک حفظ تعادل ووحدت آفرینی در میان عناصری متراکم وگونان است. با گذشت زمان وشروع دوره باروک نیرویی با تاثیر مستقیم وخرد کننده انسان را به تحرک وا می دارد.

شهرسازی باروک: شهرسازی باروک هرگاه درمحدوده ای کوچک اسیرمی شد برای ایجاد فضاهایی نامتناهی وخیالی تلاش می نمود ویادورنمایی(پرسپکتیو)نامتناهی موثری به وجود می آورد دراین دوره برخلاف رنسانس نخستین وپسین میدان دید نامحدودی دارد که کوچکترین شباهتی با شهر ستاره ای نداشته.

معماری دوره باروک: معماری دوره باروک اصل بی نهایت را مورد تاکید قرارمی دهد. کاخ ورسای در اواخر قرن17با جاده ای خیره کننده که منتهی به شهرپاریس میشد مثالی باعظمت از این کاربرد رامطرح می کند.

روکوکو(1900تا1750میلادی): روکو واژه ایست که نخستین بار در1797میلادی به بیان تمسخرآمیز دراصطلاح حرفه ای نقاشان برای نام گذاری شیوه تزیینی وظریف وشادی بخش هنردوران لویی پانزدهم (پادشاه فرانسه)بکاربرده میشد. در واقع روکوکو یک نوع فانتزی گری در معماری به حساب می آید.  شاید این واژه به قرینه باروکو درزبان ایتالیایی به معنای قلوه سنگ وصدف ناصاف به کار میرفت روکوکو در پیروی کلی خود از باروک از صلابت ساختمانی وجسمانیت، فراخبالی وابهت آن شیوه کاست و به جای آن بر خاصیت سبکی، ریزنقشی، شادیانگیزی وتامین اعتدال دل انگیزدر میان اجزای نسباتا نامتقارن افزود. در آلمان و اتریش بذکر روکوکو بیشتر از همه جا بارور شد. ازسال 1830به بعد موج دوم شیوه روکوکو به جنبش درآمد که بعدا عنوان هنرتماشایی یافت ومبتنی بود بر به کارگیری بیش ازپیش عدم تقارن درتزیینات. نمونه های این معماری کلیسای قدیس یوحنا درمونیخ وکاخ فدریک کبیر به شیوه فرانسوی درپوتسدام می باشد. معماران آلمانی درسبک روکوکوعبارتندازکورتاس دامیان و دومینیکو تسیرمان.

تذکر: در قرون وسطی تفکر چنین بود که ایمان برعقل مقدم است وبرای دست یافتن به ایمان فهم لازم نیست. چرا که تا ایمان نباشد فهم حاصل نمی شود. این تفکر تا دوره رنسانس پابرجا بود. بعدها توسط ادموند بیکن وسپس با جمله معروفدکارت(می اندیشم پس هستم)مسیردانش وفکربشری تغییریافت. درمسیرپیدایش قرون وسطی جامعه بردگی سابق دگرگون شده ونظام پادشاهی مرکب متشکل ازقبایل بربر تشکیلشده است وبردگان به سرف یا سرب تغییرهویت دادند. سرف ها درسرزمین های گرفته شده توسط بربرها از رومیان به کشت وزرع پرداختند وبدین ترتیب نظام سرواژ تکوین یافت. به گونه ای که دراروپا این نظام، نظام بردگی را پشت سرنهاد وزمینه را برای توسعه اقتصادی آتی فراهم کرد. اگرچه این نظام باعث انحطاط فرهنگ روم شد اما باعث پیدایش نظام جدیدی به نام فئودالیته گردید.

تذکر: در نظام فئودالی نمایندگان طبقات حاکم تابع یا واسال نامیده می شدند وزمین را در

ازای وفاداری به شاه ازاودریافت می کردند. این واسال ها زمین ها را بین نزدیکان خود تقسیم کرده وخود نسبت به آنان صاحب واسال هایی می شدند که نسبت به آنان ارباب یا سینیر بودند. املاکی که در ازای وفاداری جنگی به تملک واسال ها در می آمد تیول نام داشت. در این زمان درایران قضیه برعکس شهرهای اروپایی بوده است وهمه مالکیت ها متعلق به شاه بوده که خود را نماینده خدا بر زمین می دانست.

تذکر: شهرهای قرون وسطی به جهت تقسیم کاراجتماعی میان شهرو روستا به وجود آمده بود و روستا ها بر محیط های شهری تسلط وبرتری داشتند.

تذکر: پیله وران(دست فروشان)در قرون وسطی(قرن11میلادی به بعد)دکان هایی را از فئودال ها اجاره کرده ومجموعه بازار راتشکیل دادند که بعدها به دورآن حصار کشیده شد ومجموعه زیستی انسانی شکل گرفت. دراین دوره شهرها به یک خودمختاری نسبی رسیده واصطلاح معروت "تنفس هوای شهر انسان را آزاد می کند" شکل گرفت. چون که درون این حصارها قوانین فئودالیته وجود نداشته بنابراین شهرهای قرون وسطی

دراین دوره به صورت بورگ در آمده است وساکنین همین بورگ ها از جمله ازبین برندگان اصلی فئودالیته می باشند

تاریخ شهرو شهرسازی در جهان

 

پیدایش موجودات شبیه انسان به یک میلیون سال قبل بازمیگردد. انسان به وسیله ابزاری که می ساخت شناخته می شد به گونه ای که نخستین آثاری که از انسان ابزار ساز بدست آمده است متعلق به40000 سال قبل می باشد. به تدریج با تکمیل مراحل فرهنگی انسان یکجانشین شد وشکارحیوانات راآغاز کرده وباشروع فصل سرما به درون غارها پناه می برده. نمونه ای از این غارها، غار لاسکو درجنوب فرانسه است. آثار به دست آمده درسال 1941میلادی شامل تصویری از حیوانات وحشی است که توسط وسایل ابتداییهمچون تکه استخوان باریک به عنوان قلمو وتکه های گل به عنوان رنگ.روستا به طورکلی کهن ترین جوامع پایدار انسانی ونخستین فضای سکونتی ثابت می باشد. انقلاب کشاورزی که 10000سال پیش اتفاق افتاد را می توان به عنوان یگانه عامل یکجانشینی قلمداد کرد.در این دوران میانگین عمر مطلوب انسان 20سال بود.

تقسیم بندی دوران تمدن بشری :

سه دوره اولیه تمدن بشری به 3دسته زیرتقسیم می شود :

1)   پارینه سنگی: دوران پارینه سنگی تا 10000سال پیش ادامه داشت.

2)   نوسنگی: از5000 تا 10000سال پیش. در این دوران شاهد یکجانشینی تشکیل روستا هستیم.

3) عهد برنز: دراین دوره شاهد شکل گیری شهر یا تمدن می باشیم.

تقسیم بندی دیگری ازتاریخ تمدن:

1) پالئولتیک: این دوره ازیک میلیون سال پیش تا 10000سال پیش ادامه داشته. ازاین

دوره به عصرحجر قدیم نیز یاد می شود. در این دوره شاهد غارنشینی بوده واعتقادات برپایه سحر وجادومی باشد.

2) پرونئولتیک: این دوران به عنوان دوران گذاربه عصرنئولتیک می باشد.

3) دوره نئولتیک: در این دوره تولیدات بر اساس کشت وغلات بوده، ازفلزاستفاده نمی شد. انسان به اهلی کردن وپرورش حیوانات روی آورد.

3)   عهد برنز: از3000تا 2500سال قبل از میلاد آغاز شده وبه مدت 2000سال به طول انجامید.

تقسیم بندی مرگان:

تاریخ تمدن از نظراو به 7دوره تقسیم می شود:

1) وحشی گری ابتدایی ازظهور انسان تا کشف آتش

2) وحشی گری میانی از کشف آتش تا کشف تیرو کمان

3) وحشی گری آخر از کشف تیروکمان تا کشف سفالگری

4) بربریت ابتدایی از کشف سفال تا اهلی کردن حیوانات

5) بربریت میانی از اهلی کردن حیوانات تا ذوب سنگ آهن

6) بربریت آخراز ذوب سنگ آهن تا الفبای فینقی

7) ابداع خط ونوشتن.

نخستین مجتمع های زیستی:

اریحا در اردن: این شهر در دره رود اردن واقع شده. اوایل هزاره نه قبل از میلاد یک دهکده کوچک بوده. در هزاره هشتم قبل از میلاد با تحولی که درآن صورت گرفت  به صورت مجموعه ای از خانه های خشتی بر پی های مدور وبیضی شکل گرفت. با گذشت زمان به دلیل مسائل دفاعی نخستین استحکامات در شهرساخته شد. به طورتخمینی جمعیت شهربیش از 2000نفر برآورد شده است.

 

 

چتل هیوک: این مجتمع زیستی در آناتولی ترکیه واقع شده است. چتل هیوک وحاجیلار

6500تا5700 سال قبل ازمیلاد ساخته شده است. از ویژگی های این شهر: هیچ خیابان یا کوچه ای در آن وجود ندارد. کلیه خانه ها به یکدیگر چسبیده وازطریق پشت بام ها به یکدیگرارتباط دارند. طبق نظریه ای این شهر بر اساس نقشه غیر تجربی تنظیم وایجاد شده است.

پیش زمینه های وقوع انقلاب شهری(عوامل به وجود آمدن شهر):

1) مازاد تولید(شکل گیری حرف مختلف)

2) اختراع خط

3) ایجاد سازمان شهری دربالندگی اجتماعی ونهایتا تشکیل دولت.

4) وجود سطح خاصی از فناوری.

نظریه های مربوط به پیدایش شهرها:

1) نظریه جبر جغرافیایی: بنیان گذار این نظریه فردی به عنوان فردریک راتزل می باشد. در این نظریه عامل طبیعی، عامل قطعی درپیدایش شهرهاست.

2) نظریه پخش گرایی: در این نظریه گسترش تمدن های بشری درنتیجه وضعیت مساعد طبیعی بوده است. به عبارتی ابتدا دولت شهرها با واحد های مستقل دردشت هایجنوب غربی آسیا(خاورمیانه کنونی)، شکل گرفته وسپس به سمت شرق(حوزه رود سند) در ادامه  به سمت مغرب(ناحیه رودکرت) ودر نهایت به یونان و روم رسید.

3) نظریه پایگاه انقلاب وتکامل: این نظریه درقرن19 میلادی مورد توجه قرار گرفت.از ساده ترین شکل شروع شده که تمدن معمولی بوده وبه تمدن شهری می رسد.

علل پیدایش شهر و4نظریه آن:

1) نظریه هیدرولیک(مفهوم مازاد تولید): دراین نظریه اعتقاد براین بود که شهردرآب وهوای مساعد وخاک حاصلخیز شکل میگیرد. به عبارتی دراین نظریه، آبیاری زمین های قابل کشت منجر به افزایش وتراکم جمعیت در نواحی مساعد را شده ودر نتیجه پیدایش شهر را شاهد هستیم.

2) نظریه اقتصادی(شهر به عنوان بازار): دراین نظریه شهر کانون برخورد مسیرهای تجاری است که درمحلی به نام بازار گرد هم می آمدند. اعتقاد براین بود که گروهی شکارچی با تجارت محلی در9000سال قبل از میلاد باعث ایجاد شهرها شدند.

3) شهر به عنوان یک پایگاه نظامی دفاعی

4) نظریه مذهبی: دراین نظریه گسترش معابد وعبادت گاه ها مورد تاکید قرار می گیرد.

انواع نظریه های مختلف در زمینه پیدایش شهر:

1) نظریه پل سینجر: در این نظریه عامل مازاد تولید کافی نبوده، بلکه در این نظریه جامعه طبقاتی شکل گرفته درشهر عامل تداوم انتقال مازاد ازروستا به شهر میباشد.

2)نظریه ابن خلدون: در این نظریه منشا پیدایش شهر تجمل خواهی بشر وزندگی در نازو نعمت مطرح گردیده است. از نظر او جامعه شهری ضروری نبوده بلکه جامعه بدوی ضروری می باشد.

3) نظریه گوردون چایلد: در این نظریه عامل ایجاد شهر مازاد تولید می باشد. از نظر چایلد مراحل زیر در به وجود آمدن شهر دخیل هستند:

ا) انقلاب کشاورزی که 10000سال پیش اتفاق افتاد.

ب) مازاد کشاورزی

پ) تشکیل دولت

ت) ایجاد شهر

4) نظریه جین جیکوبز: طبق این نظریه، نظریه تقدم کشاورزی بر پیدایش تمدن شهری را نفی کرد.

5) نظریه مارکس وبر: طبق این نظریه شهر شرقی وجود نداشت. چرا که لازمه شهر وجود شهروند است در حالی که در مشرق زمین سیستم خدا پادشاهی ونظام مالکیت ورعیتی حکمفرما بود.زمان بازوبسته شدن دروازه ها در شهرهای قدیم بعد از غروب آفتاب بوده وتا طلوع آفتاب روز بعد بسته بودند.

در ابتدا موجودات شبه انسان  بر روی کوه ها ساکن شدند، اما پس از گذشت زمان با شکل گیری عصر یخبندان وعدم مقاومت انسان در برابر سرمای هوا به غارها پناه بردند. البته لازم به ذکر است که دلیل دیگر برای  حضور انسان در غارها به علت  عامل دفاعی(امنیتی)بوده است. به تدریح در اثر ازدیاد دما، حیوانات بزرگ از بین رفته و بشر به دشت ها وشکارگاه ها متمایل می شود.آثار این دوران درکتیبه ها ودیواره غارها به صورت دست نوشته موجود است. این دوره به دوره سه سنگی معروف است. بعد ازگذشت زمان ومتمایل شدن انسان به سمت کوه پایه ها وشکل گیری انقلاب کشاورزی انسان به جمع آوری غلات روی آورده وبا دفن اتفاقی دانه ها و ریزش باران، کشاورزی متولد می شود و در مکان هایی که مجاور رودهای بزرگ هستند، در اثر طغیان این رودها کشاورزی شکل و رونق گرفته که خود بعدها منشا اولیه تمدن بشری می شود.

تمدن: عبارت است از رابطه دوسویه میان حاکم ومردم که بقای این رابطه مستلزم تابعیت مردم از حاکم ورسیدگی حاکم به مشکلات مردم بااستناد به قوانین نوشته ونا نوشته ای که موجود بوده است. با ارتقا سطح فرهنگی مردم، سطح تمدن نیز بالا رفت به گونه ای که درسال های 1600 تا 1700میلادی اروپایی ها فقط خود را در زمره جوامع فرهنگی تلقی می کردند.

تمدن چین: این تمدن زنده است که در اطراف رود زرد ازهفت هزار سال پیش ایجادشده وتا به امروز به صورت نسلی وموروثی به حیات خود ادامه داده وحتی انقلاب کمونیستی نیز باعث نابودی آن نشده است. تمدن فعلی نیز ادامه تمدن قبلی می باشد.

تذکر: نخستین سفالینه های دوران نوسنگی چین اطراف رودخانه هوانگ هو متعلق به هزاره چهارم قبل میلاد می باشد.

تذکر: تاریخ چین از سلطنت شانگ آغاز گشته ولی تمدن چینی از دوران ماقبل تاریخ آغاز می شود.

تمدن بین النهرین:  این تمدن به صورت یک هلال حاصلخیز(هلال طلایی) درهزاره چهار قبل از میلادمشتمل بر شمال اسرائیل، لبنان، سوریه، جنوب ترکیه وبه مرکزیت عراق است و دو رود دجله وفرات که درآن جاری است منشا پیدایش دولت شهرهای در آن می باشد . قبل از این دوره مردم به بت پرستی مشغول بودند. ولی بعدا افرادی خود را به عنوان علمای دینی معرفی کرده(حاکم یا معبد) وارتباطشان با خدا را به وسیله ستاره شناسی اثبات می کردند واز همینجا بود که مذهب متولد شد، نجوم رونق گرفت ورصدخانه هایی به نام زیج شکل گرفتند. در قسمت بالای زیج حاکم زندگی میکرد ودر دیواره های پایین تر این بناها مازاد محصولات کشاورزی ذخیره می شد. از آن جایی که این مجموعه یا محدوده بسیارگسترده بود ونیاز به کنترل وفرماندهی داشتهدولت شهر پدیدار گشته وبا توسعه آن تمدن ظاهرمی گردد. به عبارتی مفهوم دولت ترکیبی اززیج، حاکم و قانون بوده  که در یونان باستان از آن به عنوان پولیس نام برده می شود.

تذکر:  این تمدن دراطراف کشور عراق وتوسط همورابی(اولین قانون گذاری که دست به تدوین قوانین زد وروابط بین حاکم ورعیت رامعین نمود)متولد گشت وبه تبع آن جامعه مدنی شکل گرفت. اما این تمدن نیز محدود به یک هسته شهری نمانده ودرسراسر منطقه(هرجا که منابع آب موجود بود)گسترش یافته ودولت شهرهای مختلفی را بنا نهاده که عبارتند از: سومر، آشور، بابل وایلام.

تذکر: اکثرشهرهای بین النهرین با ار و اور شروع می شدند مانند: اورشلیم، اربلا، اربیل، اریحا... .

سومر: نخستین قوم بزرگ وپایداری بود که در بین النهرین جنوبی شکل گرفت. با سرنگون سومری ها توسط ایلامیان، لوح همورابی به شهر شوش که شامل سیستم های عظیم آبی، آسیاب ها وزیگورات ها(معابد پلکانی که محل برگزاری مراسم ومناسبت های مذهبی بود)انتقال داد. ایلایمیان توسط آشوری ها وبابل توسط کوروش هخامنشی ازبین رفتند.

تذکر: کوروش فرمانروای هخامنشی توانست با فتوحات خود درسال 539قبل ازمیلاد دروازه بابل را فتح کند وبدین ترتیب آخرین تمدن بین النهرین جزو قلمروهخامنشی گردد.

تذکر: بین النهرین مقدس ترین وناپایدارترین تمدن دنیاست.

تذکر: مذهب مهم ترین نبرد فرهنگی در بیه النهرین بود چون درزندگی اجتماعی وحیات معنوی آنان نقش موثری داشت.                                          

پادشاهی مادها و اتفاقات پس از آن:

پادشاهی ماد در سال 708قبل ازتاسیس می شود. به مرکزیت شهر هگمتانه یا همان همدان امروزی. این پادشاهی یک ونیم قرن دوام داشت ودولت آشور در605ق.م آن را منقرض کرد وکشورش راتا بخشی ازآسیای صغیر گسترش داد. در 645ق.م آشور بانیپال فرمانروای آشور دولت ایلام رامغلوب ساخت.درنتیجه زمینه برای قدرت گرفتن دولت هخامنشی مساعد شد. در 559ق.م کوروش ازآسیای صغیر تا خلیج فارس را تسخیر کرده و دو دولت شهر آشور وبابل جدید را به ایران اضافه کرد.

اسکندر مقدونی در سال 331ق.م به ایران لشکر کشید وپادشاهی هخامنشی رامنقرض

وسراسر ایران راتسخیر نمود. پس از مرگ اسکندر درسال323ق.م سلوکوس برادر وی به فرمانروایی رسید ودولت سلوکیان در این کشور مستقرشد.از حدود250ق.م اشکانیان یا پارتیان قوم ساکن دراستپ های واقع در دریای خزر به صورت چادرنشینی قوت گرفتند وپس از راندن سلوکیان به سوی بین النهرین وسوریه، خاک ایران را تصرف کرده ودر سال160ق.م این سلسله به فرمانروایی مهرداد اول شکل گرفت. بعد ازآن اردشیر بابکان(پاپکان)از خطه فارس برخاست وبر اردوان پنجم پادشاه اشکانی غلبه کرده وپادشاهی ساسانی که متکی بر دین وآیین فرهنگ ایرانی بود را بنیان گذارد وتوانست برمنطقه پهناوری از سوریه تا شمال غربی هند فرمانروایی کند. لازم به ذکراست که دراین دوره روحانیون به اوج رسیدند. آیین آن ها زرتشتی بود.

تمدن مصر:

این تمدن دراطراف رود نیل متولد وتوسعه یافت که تاریخ مستند ورسمی آن به3200سال قبل ازمیلاد برمی گردد. طغیان هرساله رود نیل باعث بارورشدن خاک های کشاورزی ومزارع که نهایتا بازده محصولات را افزایش می داد می شد. بدین صورت بود که تمدن مصر شکل گرفت. سیستم مذهبی مصر باستان بیش ازآن که به زیگورات متکی باشد برمبنای معابد وزیارتگاه هایی ست که برای فراعنه مصر ساخته شده است. اهرام ثلاثه، هرم های باشکوهی بودند که توسط فراعنه زمان خود ساخته شده  ودراطراف این هرم ها، روستاها وشهرک های کارگری ساخته شده بود. تمدن مصرشهرهای بزرگی نداشته چون به زیر دستان وعوام توجه خاصی نمی کرد وفقط محیطی برای پادشاهان ایجاد می کردند. این تمدن توسط ایرانیان(هخامنشیان)از بین می رود. در525ق.م امپراطوری تضعیف شده مصر توسط ایرانیان منقرض شده پس ازآن در سال 332ق.م این کشوربه دست اسکندر افتاده وسپس به ترتیب به دست رومیان، اعراب، ترکها(عثمانی ها)، فرانسویان وانگلیسی ها افتاد.

تمدن هند:

 این تمدن درخاور دور مستقربوده. اطلاعات زیادی ازآن در دسترس نیست. جامعه شناسی اندکی نسبت به تمدن هند موجود می باشد. در مورد اینتمدنغالبا اطلاعات فیزیکی موجود است. ولی تقریبا حدود4000سال ق.م  این تمدن کارخود را آغاز کرده. شهرهای مهم این تمدن عبارتند از: موهونجودارو، هاراپا، لوتال وچانهودارو که درآغاز هزاره دوم ق.م به وجود آمدند. این تمدن درکنار رودهای  گنگ وسند شکل گرفته وبرخلاف تمدن های بین النهرین ومصر که بنای اولیه برپایه مذهب بود پایه بی دینی شکل گرفته.

دراین تمدن شهرها متشکل بودنداز چندین انبارغله عمده ومراکز دولتی ودرپیرامون آن مجموعه ای ازشبکه خیابان های پیشرفته که شامل لوله کشی آب وفاضلاب بوده شکل گرفته است. کلیه ساکنین در این شهرهامحصولات کشاورزی بدست آمده راجمع آوری کرده ودر انبار غلات قرار می دادند تا تمامی اقشاربه طورمساوی از این محصولات بهره مند شوند. پس می توان نتیجه گرفت که شهرهای این تمدن فاقد طبقه بندی اجتماعی(نظام کاستی)بودند.

تذکر: نکته حائز اهمیت درمورد تمدن هند این است که شهرهای آن از لحاظ شهرسازی نسبت به زمان خود بسیار پیشرفته بودند. همان طور که گفته شد شهرهای این تمدن دارای سیستم های آبرسانی، فاضلات وحمام هایی درطبقات بوده که به صورت کامل درمقابل آب ایزوله ومقاوم بودند. این تمدن تقریبا بدون دلیل خاصی ازبین رفت.

تمدن آمریکای مرکزی:

این تمدن شامل شهر های مایا، آزتک واولمک واینکا می باشد. آزتک درمکزیکو، مایا درلوکاتان ومکزیکوی جنوبی وگوتمالا واینکا در بولیوی وبه روایتی درپرو هم بوده است. این تمدن ها تماما درسال های1500تا1400میلادی با هجوم اسپانیایی ها جهت استخراج طلا ازبین رفتند.

تمدن یونان: به هنگام رواج اندیشه های پارسی(هخامنشیان)درشرق تمدن دیگری درغرب درحال گسترش وشکوفایی روز افزون بوده است که فلاسفه زیادی را درخودپرورانده است. نام این تمدن یونان می باشد. درمطالعه تاریخ تمدن یونان4دوره قابل تشخیص است:

1) یونان هومری(قرن12تا8ق.م)که هومرشاعر معروف یونان را در خود پرورانده است.

2) یونان باستان(قرن8تا6ق.م)در این دوره شاهد شکل گیری شهرمی باشیم.

3) یونان کلاسیک(قرن 6تا3ق.م)دراین دوره اوج شکوفایی یونان شکل می گیرد.

4) دوره چهارم(از قرن3ق.م)این دوره بااسکندر وجانشینان او آغازمی گردد.

تذکر: قدیمی ترین صحنه های تاریخی که اسناد معتبری از آن دردستری می باشد به سال 776ق.م(یعنی سال تاسیس بازی های اولمپیک)مربوط می شود. این تاریخ مربوط به یونان باستان بوده که کوه الم کوه الم محل برگزاری این بازی های نمادین می باشد.

تذکر: تمدن یونان دراطراف جزیره کرت وجزایر سه گانه سیکلاد در میان دریای اژه متبلور می شود. در داخل تمدن یونان دو شبه تمدن وجود داشته است به نام های مینوس ومیسن.

تذکر: یونانی ها تحت تاثیر دوتمدن قرار داشتند. این تمدن ها عبارتنداز تمدن های بین النهرین ومصر.  مظهر فرهنگ تمدن یونان الهه های مختلفی می باشد.

تذکر: حکومت در دولت شهرهای تمدن یونان بر اساس دموکراسی(حاکمیت مردم برمردم)می باشد.

تعریف دولت شهر: دولت شهریونانی مجموعه ایست ترکیب یافته ازیک معبد اصلی(آکروپولیس)که برفراز تپه ای که مشرف بر شهربوده ساخته می شده واحاطه کامل بر شهر دارد.

سنا(محل گفتمان) آگورا(نبض تپنده شهر«مرکزشهر») تئاتر

فضاهای شهری یونان: فضا های شهری تمدن یونان متشکل از بناهای عمومی مانند سنا، فضاهای مذهبی، فضاهای دولتی ومسکونی می باشد

تعریف سنا:  محل گفت وگوی مردم می باشد که به امورات دنیوی مشغولند. درمجاورت سنا مجموعه ای به نام تئاتر قرار داشت که داستان خدایان درآن اجرا می شود.

تعریف آگورا: به مرکز میانی شهر(یونانی)که محل دادوستد ومراوده بود آگورا گفته می شود. در این مکان برخوردها به صورت چهره به چهره بوده وگفتمان آزاد بین مردم صورت می گیرد.

تذکر: از لحاظ فیزیکی(کالبدی)فضای آگورا درمیان کالبد شهربه همراه تعدادی ازکاربری های عمومی که غالبا شامل مراکز مذهبی، حکومتی، بازار وفضاهای موردعلاقه مردم می باشد واقع گشته. این فضا درطی تاریخ ودر کشورهای مختلف تکرار شده و هرچه تمدنی پویاتر وقدرتمندتر باشد فضای عمومی شکل گرفته شکیل تر، قوی تروزیباتر می باشد. مثال بارز این امر درایران  میدان نقش جهان اصفهان است که نقش عمومی میدان در دوره صفویه برجسته شده.

تذکر: از جمله شهرهای مهم تمدن یونان، پیرنه(پرینه)، آتن، میله توس را می توان نام برد.

شهرسازی دریونان: یونانی ها برای شهر پلان ترسیم می کردند وشهررا به صورت هندسی(شطرنجی)می ساختند. ایرانیان یکبارشهرمیله توس رابه طورکلی ازبین بردند.پس ازاین جنگ درسال479ق.م(دوران شکوفایی یونان)نقشه جامع بازسازی شهر میله توس توسط یک معمار از اهالی این شهر به نام هیپوداموس تهیه شد. کسی که کارهای وی در میله توس ودیگر اماکن از افسانه های اعجاب انگیز تاریخ شهرسازی می باشد. این شهربه صورت شبکه شطرنجی  به منظور انتظام بخشیکامل به اسکان بشر در فضای شهری طراحی شد.

تذکر: به اعتقاد تاریخ نویسان، هیپوداموس پدر شهرسازی وابداع کننده شبکه شطرنجی می باشد. اما برخی از حفاری ها نشان می دهد که درتمدن هند مخصوصا در دوشهر هاراپا وموهونجودارو آثار شهر شطرنجی قبل از یونانیان موجود بوده است واین فرضیه را که یونانیان ابداع کننده هنر شهرسازی می باشند مردود می نماید.

تمدن روم:

مقدونی ها تمدن یونانیان راازبین برده و درایتالیای امروزی(شهررم)تمدن رومی رابا تاثیراز هلنی یاهلنیستی تشکیل دادند. هلنی به عصری گویند که از پیروزی- های اسکندر شروع شده وبه پیروزی های روم ختم می شود. تمدن روم بسیار وابسته به تمدن یونان بوده ودر اکثرموارد ازاین تمدن اقتباس می کردند. شهر رم در753ق.م توسط پادشاه روموروس ایجاد شد ونام خودرا از اوگرفت. هخامنشیان یکی ازرقبای اصلی رومی ها ویونانی ها بودند. رومیان کم رنگ کردن دموکراسی وبروز جنگ را به سبک یونانی اضافه کرده ودرسایر موارد باالهام از تمدن یونان به دلیل سیستم

اجتماعی، اقتصادی وبرده داری عناصر شهری متعددی را ایجاد کردند. ازجمله این ویژگی ها می توان به شبکه شطرنجی، مستطیل شکل بودن میدان(مرکزی)که به آن فروم می گفتند، کاپیتال یا معابد بزرگ، آمفی تئاتر، طاق نصرت، حمام وکلوسئوم اشاره کرد.

تذکر: منطقه فروم رومی مشابه آگورای یونانی می باشد. معمولا فروم از یک صحن باستون هایی در اطراف آن ویک سالن جلسه متعلق به آن به وجود می آمد.

تذکر: حدود سال30ق.م شروع امپراطوری آغازین روم(باستان)به رهبری اوکتاویانوس بود. این دوره تا سال 284میلادی به طول انجامید. ازسال 284میلادی تا سال395میلادی دوران امپراطوری پسین روم بود وآخرین امپراطور آن کنستانتین نام داشت که در دهانه تنگه بوسفور شهری به نام کنستانتین یا کنستانتین پول یا پولیس که رفته رفته به مرکز روم شرقی تبدیل شده ونامش قسطنطنیه شد. بعد ها درقرن15میلادی سلطان محمد فاتح بی آنکه آثار مسیحیان را تخریب کند آن جا را پایتخت دولت عثمانی نموده ونامش را اسلامبول یا استانبول نامید. این دوره با دوران صفویه در ایران تقارن زمانی داشته.

تذکر: درسال395میلادی روم به دوبخش تقسیم شد. 1) کنستانتین درشرق: باستایش شهر قسطنطنیه به منزله مرکز حکومت، کنستانتین به شرق آمده  وامپراطوری به نام بیزانس را پایه گذاری نموده که هزار سال دوام داشت.

2) روم درغرب: برخلاف پایداری بیزانس امپراطوری فروپاشیده غربی که پایتخت آن شهر رم بود تا آغاز قرن پنجم میلادی بیش تر دوام نیافت واین امپراطوری درقرن 5میلادی به دست بربرها از بین رفت.

تذکر: تمدن روم با گسترش جدال های داخلی و اعتراضات مردمی به سمت نابودی رفت وشهرهای رومی به تدریج با ازبین رفتن روم ازبین رفتند.

رشد جمعیت شهرها در ایران و لزوم مشارکت سازمانهای مردم نهاد در مدیریت شهری

 
*توسعه فیزیکی و رشد جمعیت شهرهای ایران تا چند دهه پیش دارای افزایشی هماهنگ و متعادل بود. با بروز تحولات جدید (از جمله خیابان کشی ها و ...)، شهرها به سرعت دچار دگرگونی گردیده‏اند این دگرگونی ها به شکل افزایش سریع جمعیت و گسترش فیزیکی و شتاب ‏آمیز شهرها و به صورت نامتعادل و ناهماهنگ بوده است. اگر‏ چه شهرها دارای گسترش فیزیکی وسیعی بوده‏اند اما در قالب این گسترش فیزیکی وسیع نیز تعادل برقرار نبوده و سطح زیر ساخت شهری بیشتر تحت تسلط ساختمان های مسکونی بوده است.

*در حقیقت بین کاربری های شهری و اختصاص زمین و سرانه های شهری تناسب معقولی برقرار نبوده است. گسترش خدمات رفاهی و کارخانجات در شهرها و اثرات مخرب اصلاحات ارضی بر اقتصاد روستا و صنعت کشاورزی شهرهای کوچک باعث مهاجرت مردم به طرف شهرهای بزرگ شده است. اصلاحات ارضی دارای تأثیر غیر مستقیم اما شدید بر گسترش شهرها بوده است. مهاجرت روستائیان به شهرها نقش مهمی در ایجاد تراکم و ازدحام بیش از حد شهرها داشته است. بسیاری از مهاجرینی که به شهرها آمده اند در خانه ها و محلات مسکونی قدیمی ساکن شدند. این محلات هم که سازگاری آنان در انطباق با محیط جدید کمک کرده و هم اکنون تجمع و ازدحام آنان را در خانه های مسکونی قدیمی مرکز شهر، چه به صورت اجاره ‏ایی و چه به ‏صورت مالکیت اجاره داده اند و همچنین از نظر اقتصادی زندگی با صرفه و سطح پایینی را با هزینه کم مسکن فراهم آورند. از سوی دیگر ساکنین متمکن قبلی مناطق مسکونی قدیمی که در وضع اقتصادی بهتری قرار داشتند.
 
*در زمان حاضر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ مدیریت شهری کشور و سازمان های غیر دولتی   N.G.O می توانند مؤثر و مفید باشند . شکل گیری شوراها و واگذاری اداره شهرها برای برگزیدگان مردم این فرصت تاریخی را فراهم آورده است تا مردم شهرها با ایجاد تشکل ها وسازمان های مردمی در عرصه ‏های مختلف همراه با شوراها در اداره شهرها باشند. و خود نیز با تبدیل شدن به نهادهای اجتماعی زمینه و بستر شکل گیری واقعی احزاب شوند. در این مسیر می توان گفت : مهمترین بستر و عرصه برای شکل گیری تشکل‏ های مردمی عرصه شهر و شهرداری هاست بر اساس ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه کشور، مهمترین امکان برای شکل گیری تشکل های مردمی عرصه شهر و شهرداری هاست.

*بر اساس ماده 136 قانون برنامه سوم توسعه کشور مهم ترین امکان برای شکل گیری و توسعه تشکل های مردمی در عرصه های مختلف مدیریت شهری است که این تشکل ها در گروه های اجتماعی مختلف دانش‏آموزی، دانشجوئی، زنان و غیره می توانند سازمان دهی شوند. زمینه فرهنگی این تشکل ها در آداب و سنن مردم ما وجود دارد. همچنین شکل گیری تشکل ها در در ایجاد بهداشت و نظافت شهری بویژه در جلوگیری از کثیف شدن و آلوده شدن شهر به عنوان ضایعات و زائدات و به عبارتی اصلاح و نظارت مدیریت شهری بسیار مؤثر است.

 

مزاياي کلي شهرداري الکترونيکي (E- municipality)

مزاياي کلي شهرداري الکترونيکي (E- municipality)

شهرداري الکترونيکي مزاياي بسيار در زمينه نحوه ارتباط شهردار با شهروندان، شهروندان با شهردار ، شهروندان و شهردار با تجار، تجار با شهروندان و شهردار، به همراه دارد. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص 8و7)

الف: مزاياي استقرار شهرداري الکترونيک در جامعه مجازي

1 – فراهم آوردن خدمات اينترنتي با کيفيت و سرعت بالا براي شهروندان: به وجود آوردن زيرساختاري مناسب جهت اتصال به اينترنت و شبکه جهاني يکي از مزاياي است که توسط شهرداري الکترونيکي به دست مي‌آيد.

2 – بهبود کيفيت زندگي مردم: با تسهيل فعاليت‌هاي شهري و بهبود اوضاع اقتصادي شهر که نتيجه بهبود امور در سطح شهر مي‌باشد و همچنين امکانات شهر، به طور خودکار کيفيت زندگي مردم رو به بهبود خواهد گذاشت.

3 – يک مرحله‌اي کردن ارايه خدمات به شهروندان با تعريف مناسب ارتباطات شهري توسط فناوري اطلاعات و همچنين الکترونيکي کردن آن‌ها ديگر نياز به مراجعه‌هاي پي در پي به ادارات و سازمان‌هاي مختلف جهت انجام کارها وجود نخواهد داشت، بلکه تمام فرايند لازم براي انجام يک کار در شهر به يک فعاليت تقليل خواهد يافت.

4 – ارتباط بهتر سازمان و ارگان‌هاي مختلف شهري: ارتباط سازمان‌ها به صورت الکترونيکي با يکديگر و تسهيل امر مکاتبات از طريق اينترنت توسط زيرساخت‌هاي ايجاد شده بوسيله شهرداري الکترونيکي، بهبود بخشيده خواهد شد.

5 – دسترسي 24 ساعته به خدمات شهري: برقراري ارتباط مداوم شهروندان و تجار با شهرداري و بالعکس، شهردار و مسئولان شهر را هر چه سريع‌تر در جريان مشکلات و نواقص موجود در سطح شهر قرار خواهد داد؛ بنابراين مشکلات شهر سريع‌تر انجام خواهد شد.

6 – افزايش مشارکت مردم در اداره شهر: ايجاد حس مشارکت، در نتيجه، حق اظهارنظر در مورد شهر و همچنين ارتباط مستقيم با شهردار باعث مي‌شود که شهروندان خود را در قبال شهر و جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کنند مسئول بدانند و در نتيجه تمام سعي خود را جهت برقراري يک جامعه بهتر، به کار بندند.

7 – کاهش آلودگي هوا با کاهش ترافيک شهري با توجه به کاربرد اينترنت در فعاليت‌هاي شهري شهروندان: کاهش ترافيک به وجود آمده در نتيجه افزايش استفاده از اينترنت در انجام فعاليت‌هاي شهري به طور حتم کاهش آلودگي ايجاد شده توسط اتومبيل‌ها در سطح شهر را، دربر خواهد داشت.

8 – تسريع در برطرف شدن مشکلات ايجاد شده در شهر با ارتباط مستقيم شهردار با شهروندان: ارتباط مستقيم شهردار با شهروندان و مسئولين شهر باعث مي‌شود که مشکلات شهري هر چه سريع‌تر به گوش مسئولين رسيده و آن‌ها در جهت رفع آن اقدام نمايند.

9 – صرفه جويي در وقت و انرژي: مسلما با افزايش استفاده از اينترنت در انجام الکترونيکي کارها، دو عامل مصرف وقت و انرژي، تا حد زيادي تقليل خواهد يافت.

10 – جلوگيري از سرمايه گذاري بيشتر بر روي روش‌هاي قديمي اداره شهر: زيرساختارهاي ايجاد شده توسط شهر و شهرداري الکترونيکي، باعث مي‌شود که سرمايه گذاري‌هاي آتي شهر، بر مبناي طرح‌هاي نوين صورت گيرد و از سرمايه گذاري بيشتر بر روي روش‌هاي قديمي خودداري شود

11 – کاهش فساد اداري: کاستن از اختلالاتي که در امور اداري وجود دارند.

12 – افزايش نظم: افزايش نظم در فعاليت‌هاي شهر با تعريف دقيق اين فعاليت ها. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص7)

نتيجه گيري

با توسعه روزافزون فناوري اطلاعات، شهرهاي جهان نيز رنگ و بويي جديد به خود گرفته و بسياري از شهرها در كشورهاي مختلف به شهرهاي الكترونيك تبديل شده اند. ايجاد شهر الكترونيكي مستلزم سرمايه گذاري زيادي است و در صورت همكاري دولت اين مشكل قابل حل است وجود شهرك‌هاي الكترونيكي مزاياي زيادي را به همراه دارد از جمله: امكان بازاريابي مجازي را در اختيار شهروند قرار مي‌دهد تا او بتواند از طريق وب سايت، كالاهاي خود را عرضه كند. ايجاد شهر الكترونيكي چنانچه با هدف توسعه دانش در داخل كشور صورت گيرد مي‌تواند با افزايش توان متخصصان دستاوردهاي خوبي را براي كشورمان به همراه داشته باشد. از آن جايي كه شهرداري‌ها قسمت عمده‌اي از فعاليت سازمان‌ها را در شهرها عهده دار هستند و در هر نوع برنامه ريزي و تصميم گيري مديريت شهري سهم عمده‌اي را دارا مي‌باشند، مي‌توانند كانون رسيدن به شهر الكترونيكي باشند شهرداري الكترونيك را مي‌توان سازماني ناميد كه با بهره گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات، خدمات خود را در حوزه ي وظايف شهرداري به صورت سريع، قابل دسترسي تر و همچنين مطمئن تر به شهروندان ارايه دهد در يك نتيجه گيري كلي مي‌توان عنوان كرد كه استفاده از فناوري اطلاعات در فرآيندهاي شهري و شهرسازي و... مي‌تواند نقش قابل توجهي در كاهش هزينه‌ها و صرفه جويي در وقت شهرداري و شهروندان داشته باشد بنابراين تسريع تفكر سيستمي بهره گيري از توانمندي‌ها در پيشبرد برنامه‌هاي شهرسازي در شهرداري‌ها مديريت بهينه شهري و ارايه خدمات شايسته به شهروندان بررسي موانع توسعه سيستم‌هاي موجود و ارايه پيشنهادهاي اجرايي و نقش فناوري اطلاعات در بهينه سازي فرايندهاي شهر الكترونيك از اهداف شهرداري الكترونيكي مي‌باشد.

وظايف شهرداري الکترونيک

وظايف شهرداري الکترونيک

هنگامي که در مورد وظايف دولت الکترونيک تحقيق و بررسي مي‌کنيم متوجه مي‌شويم که آن‌ها با وظايف و فعاليت‌هاي شهروند معمولي در دولت فيزيکي فرق چنداني ندارد، به عبارت ديگر فناوري اطلاعات باعث شده است که انجام برخي وظايف در شهرداري فيزيکي به صورت الکترونيکي صورت بگيرد. وظايف شهرداري الکترونيک را به طور خلاصه مي‌توان در چهار بخش تامين اطلاعات برون خط،تامين خدمات بر خط، تامين اطلاعات فوري و تبادل اطلاعات اجتماعي تقسيم بندي کرد.

الف – تامين اطلاعات برون خط تامين اطلاعاتي نظير نقشه‌ها اخبار، خدمات، اطلاعات رفاهي و تجاري، خريد الکترونيکي، جهان گردي، هتل داري، رزروها، خدمات پستي و ارتباط براي شهروندان و گردشگران.

ب – خدمات بر خط انجام خدماتي نظير تکميل و ارسال فرم‌ها، امور اداري نظير اخذ يا تمديد پروانه ساخت، ذخيره فايل‌ها و برنامه‌هاي نرم افزاري از طريق سايت هايي که زير نظر شهرداري اند، نظرخواهي و آموزش از راه دور و همچنين تراکنش‌هاي مالي نظير پرداخت جريمه ها، قبوض، ماليات، خريدهاي الکترونيکي و حتي برگزاري مناقصه‌ها و مزايده‌هاي دولتي.

ج – تامين اطلاعات فوري ارايه اطلاعات ضروري و فوري مانند پيش بيني وضعيت هوا، اطلاعات در مورد ترافيک، اطلاعات اورژانس و نجات پليس و اطلاعات بازار مالي و املاک.

د – تبادل اطلاعات اجتماعي مانند اتاق‌هاي گپ، گروهاي گفت و گو، گروهاي حمايت محيط زيست، گروهاي علمي، فرهنگي، هنري، سياسي و اقتصادي، که همه و همه علاوه بر اين‌که به اشتراک دانايي کمک مي‌کند و بعضا اوقات فراغت افراد را پر مي‌کند، بستر فرهنگي برقراري دموکراسي الکترونيکي را فراهم مي‌کند.(جلالي، 1382)

 

زير ساخت‌هاي لازم براي توسعه شهرداري الکترونيک

1 – زيرساخت‌هاي مخابراتي: شامل شبکه فيبر نوري و کارسازهاي مورد نياز و شبکه‌هاي اينترنت و اکسترانت، و در اختيار قرار دادن اينترنت پرسرعت براي شهروندان، بنگاه‌ها و ادارات شهرداري، که در کل بر عهده وزارت فناوري اطلاعات و ارتباطات مي‌باشد.

2 – زيرساخت‌هاي حقوقي: شامل سياست گذاري‌هاي کلان حکومت و ميزان اهميت موضوع براي حکومت مي‌باشد و نيز مجموعه قوانين در ارتباط با اجراي شهرداري الکترونيک، استفاده از آن، ايجاد بستر حقوقي و ساير موارد.

3 – زيرساخت‌هاي فرهنگي: شامل تربيت نيروي متخصص، آموزش پرسنل شهرداري که درگير اجراي پروژه شهرداري الکترونيک مي‌شوند، آموزش شهروندان و استفاده کنندگان خدمات شهرداري الکترونيک و تبليغات و فرهنگ سازي و ساير موارد رواني و انگيزشي.

4 – زيرساخت‌هاي نرم افزاري: شامل مهندسي مجدد فرآيندها، تشخيص و توسعه خدمات الکترونيکي، يکپارچگي سيستم اطلاعاتي و نرم افزارهاي کاربردي و در نهايت توسعه وب سايت رسمي شهرداري الکترونيک.

 

رديف

حوزه

عنوان

1

زيرساخت

مطالعه و برنامه ريزي زيرساخت‌هاي لازم براي پياده سازي شهرداري الکترونيک

2

آمادگي الکترونيکي

برنامه فرهنگي و توسعه نيروي انساني

3

مراحل توسعه

پيشنهاد در مورد مراحل توسعه شهرداري الکترونيک

4

دورکاوي

برنامه توسعه دورکاوي در شهرداري

5

آموزش

برنامه توسعه آموزش الکترونيکي در شهرداري

6

تجارت الکترونيک

برنامه توسعه تجارت الکترونيکي در شهرداري

7

سرگرمي

برنامه توسعه تفريح و سرگرمي مجازي

8

خدمات الکترونيک

پيشنهاد خدمات الکترونيکي براي توسعه شهرداري الکترونيکي

9

مهندسي مجدد

مهندسي مجدد فرآيندهاي مربوط به خدمات الکترونيکي شهرداري الکترونيک

10

کانال‌هاي ارتباطي

برنامه توسعه استفاده از تلفن گويا و پيام کوتاه در شهرداري الکترونيک

11

مديريت دانش

پروژه مديريت دانش در شهرداري

12

شهروند گرايي

تطابق پورتال تهران با چارچوب‌هاي متداول مشتري مداري و شهروندگرايي

13

بستر قانوني

پيشنهاد در مورد قانون گذاري و ايجاد بستر قانوني شهرداري الکترونيک

جدول2 : زيرساخت‌هاي لازم در راستاي توسعه شهرداري الکترونيک

 

اولويت‌هاي الکترونيکي کردن شهرداري ها

اولويت اول: ايجاد و بهبود زيرساخت‌هاي شبکه جامع دولت الکترونيک به شکلي که ارگان‌هاي دولتي و شهرداري‌ها توسط اين شبکه به يکديگر متصل گردند. در اين راستا شهرداري‌ها در ارتباط با يکديگر زمينه‌هاي ايجاد دانش و فناوري لازم براي رسيدن به اهداف طولاني مدت را مهيا مي‌سازد. تدوين قوانين در جهت استفاده قانوني از خدمات شهرداري الکترونيک نيز در اولويت است. هر چند ايجاد امکانات و خدمات الکترونيک، تغيير قوانين را نيز در تمام مراحل به همراه مي‌آورد.

اولويت دوم: ايجاد سيستم‌هاي مرکزي ثبت و شناسايي پايه‌اي افراد، نفوس، تولد، مرگ و مير، ازدواج و طلاق و ساختمان‌ها و اماکن و نيز ايجاد شماره ملي و شناسنامه الکترونيکي از زير مجموعه‌هاي بسيار مهم اين اولويت هستند.

اولويت سوم: شهرداري‌ها خود در اين مرحله به سيستم‌هاي پياده سازي شده در مرحله قبل متصل کرده با يکديگر و با ديگر ارگان‌هاي دولتي نظير ثبت اسناد، سازمان ثبت شرکت‌ها و اداره دارايي در تعامل قرار مي‌گيرند. بهره گيري از امکانات شناسايي و تشخيص هويت و اطلاع رساني موثر و به موقع به شهروندان امري ضروري در ايجاد اين تعامل است.

اولويت چهارم: نظارت جامع بر تبادلات بين سازماني و درون سازماني به مرکزيت، سازماندهي و ساختار و سيستمي هوشمند نيازمند است. تدوين و برنامه ريزي سياست‌هاي راهبردي بلند مدت دولت و شهرداري الکترونيک از مواردي است که به شکل مرکزي و کلي توسط اين سازمان مورد بررسي و تصميم گيري قرار مي‌گيرد. برنامه‌هاي تدوين شده در هر دو سال، دوباره بررسي و نقايص احتمالي آن بر طرف مي‌شود. گزارش‌هاي نظارت در دوره‌هاي گذشته از عوامل تغيير اين سياست‌ها هستند.

اولويت پنجم: سيستم‌هاي مديريت و پشتيباني که براي هر جزء به شکل مجزا پياده سازي شده‌اند در اين مرحله با يکديگر در تعامل و همکاري قرار مي‌گيرند. اين سيستم‌ها در راستاي يک معماري واحد، پشتيباني موثر و بهره وري را به کليه سازمان‌هاي دولتي ارايه مي‌دهند و سبب مي‌شوند تا از هزينه‌هاي ناشي از تکرار و دوگانگي در مديريت کاسته شود. (جلالي، 1384)

فرآيند راهبردي در استقرار پروژه شهرداري الکترونيکي

ـ سند راهبردي: سند راهبردي (DFD)[1] شهر الکترونيکي، نتيجه مطالعات و تحقيقاتي است که به عنوان اولين مرحله در اجراي شهر الکترونيکي با محوريت شهر الکترونيکي مورد نياز است. تمام کشورهاي موفق در توسعه شهر و شهرداريي الکترونيکي، موفقيت خود را مديون سند راهبردي مناسب به عنوان يکي از اقدامات اوليه در برنامه‌هاي چهار مرحله‌اي توسعه خود مي‌دانند. چهار مرحله توسعه، بشرح زير مي‌باشند:

 

مرحله اول:

1 - تهيه قانون. 2- ارايه تسهيلات اينترنت و طراحي سايت‌هاي سازمان‌هاي دولتي و بخش خصوصي. 3- ايجاد ساختار سازماني مناسب در وزارت کشور و سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور. 4- افزايش آگاهي عمومي شهروندان و کارکنان دولت به توانمندي‌ها تسهيلات فناوري اطلاعات. 5- تربيت نيروي انساني متخصص در فناوري اطلاعات. 6- ايجاد شبکه، بين دستگاه‌هاي اجرائي شهري، تجهيز و ارتقاء سخت افزار و نرم افزار واحدها.

 

مرحله دوم:

1 – ارايه خدمات الکترونيکي به شهروندان. 2- توليد، توزيع و استفاده از اطلاعات الکترونيکي در واحدهاي دولتي و خصوصي. 3- توسعه آموزش تخصصي به کارکنان دولت و آموزش‌هاي ويژه شهروندي. 4- اصلاح نظام مديريت شهري و رويه‌هاي سنتي.

 

مرحله سوم:

1 – ايجاد تعامل اطلاعاتي در بين دستگاه‌هاي اجرايي. 2- ايجاد تعامل اطلاعاتي بين شهروندان و دستگاه‌هاي اجرئي. 3- تدوين استانداردهاي لازم.

 

مرحله چهارم:

1 – ايجاد سيستم‌هاي عمومي يکپارچه در سطح ادارات، سازمان‌ها و شرکت ها. 2- ايجاد تراکنش‌هاي ويژه به صورت الکترونيکي. 3- تعامل اطلاعاتي در سطح ملي با دستگاه‌هاي دولتي و بخش خصوصي. 4- تعامل اطلاعاتي با جامعه اطلاعاتي جهان به عنوان شهروندان هزاره سوم. (کارمندان شهرداري و شهروندان) (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص7)

 

چالش‌هاي اساسي در نقاط قوت و ضعف شهرداري الکترونيکي

شهرداري الکترونيکي و شيوه مديريت و ارتباطات شهري در آن داراي نقاط ضعف و قوت خاص خود مي‌باشد که در زير به آنها اشاره مي‌شود:

1 – نقاط ضعف شهرداري الکترونيکي: ـ افزايش سطح انتظارات مردم ـ مشکلات امنيتي ـ وابستگي امور شهر به فناوري الکترونيکي

2 – نقاط قوت شهرداري الکترونيکي: ـ ايجاد فرصت‌هاي اشتغال ـ امکان جهاني شدن ـ ارتقاي کيفيت زندگي مناسب براي مردم ـ توزيع مناسب و يکسان خدمات شهري ـ داير بودن شهرداري بيست و چهار ساعته. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص7)

تاثيرات برپايي شهرداري الکترونيکي در زمينه‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي

اثرات اقتصادي: ـ ارايه خدمات با هزينه بسيار کمتر به شهروندان. ـ ايجاد زمينه براي سرمايه گذاري داخلي و خارجي. ـ امکان گسترش استفاده از کارت‌هاي اعتباري.

اثرات اجتماعي: ـ ارايه خدمات روي خط، به شهروندان در هر جا، هر وقت و به هر شخص ـ دسترسي آسانتر به خدمات دولتي و بخش خصوصي ـ کاهش زمان انجام امور اداري براي شهروندان ـ کاهش فساد اداري در کارکنان دولت به علت شفاف شدن امورـ امکان توزيع عادلانه امکانات در ميان شهروندان ـ ايجاد زمينه استفاده از نظرات شهروندان در مديريت شهر ـ کاهش مشکلات محيط زيست و کاهش آلودگي به علت کم شدن ترددها ـ مديريت پايدار شهري ـ افزايش اشتغال ـ ايجاد زمينه براي واگذاري اجراي امور به مردم

اثرات فرهنگي: ـ شفاف سازي امور و فرآيندها ـ اطلاع رساني به موقع و سريع به مردم ـ آموزش مجزاي شهروندان در موضوعات عمومي و اختصاصي در همه جا و در هر زمان دلخواه ـ امکان انتشار رسانه‌هاي الکترونيکي براي شهروندان ـ استفاده از کتابخانه‌هاي الکترونيکي ساير نقاط کشور و جهان ـ انتشار اخبار و اطلاعات به طور صحيح و سريع ـ افزايش دانش عمومي مردم

اثرات سياسي: معرفي در سطح جهان و امکانات بيشتر ارتباطات بين المللي ـ افزايش رضايت عمومي

 



-1 Data Flow Diagram

اعتماد الکترونیکی برای ایجاد زیرساخت شهر الکترونیک چيست؟

اعتماد الکترونیکی برای ایجاد زیرساخت شهر الکترونیک چيست؟

اعتماد عامل تسهيل کننده تعاملات بشري است، اعتماد به افراد امکان انجام تراکنش‌هاي تجاري را داده و به حرکت روان‌تر اقتصاد کمک مي‌کند. از طرف ديگر، عدم اعتماد خود يک حالت ذهني مفيد است که ما را در دوري جستن از سيستم‌ها يا افراد و سازمان‌هاي غير قابل اعتماد و ناسالم توانا مي‌سازد. (1996 , Geyskens) (1995, Berry) از اعتماد به عنوان قدرتمندترين ابزار بازاريابي مبتني بر رابطه ياد مي‌کند. با توجه به مطالعات انجام شده، مشتريان تنها بر پايه و اساس اعتماد تصميم به خريد اينترنتي مي‌گيرند. از نظر لفظي تعاريف زيادي از اعتماد وجود دارد. بعضي از محققان اين تعاريف را متناقض و گيج کننده مي‌دانند، بعضي بر اين اعتقادند که تعريف اين واژه مشکل بوده، و عده‌اي نيز ترجيح مي‌دهند که آن‌را تعريف نکنند. همه اين مشکلات در زمينه تحقيقات تجارت الکترونيکي نيز ارايه شده است. چه محققاني که اعتماد را به صورت تمايل به باور داشتن[1] [27] تعريف مي‌کنند و چه آن‌هايي که اعتماد را به صورت باورهايي با در نظر گرفتن ويژگي‌هاي مختلف ديگر چون انصاف[2]، خوبي[3]، توانايي[4]، خيرخواهي[5]، صداقت[6] و قابليت پيش بيني[7] در نظر مي‌گيرند، با چنين مشکلاتي مواجه هستند. بعضي از محققان اينترنتي، به هر دليل، بطور مشخص تعريفي از اعتماد ارايه نداده اند. يک تعريف واحد به محققان کمک خواهد کرد تا مدل‌هايي از تجارت الکترونيکي را ارايه دهند که معناي مشترکي بين محققان و ديگر دست اندرکاران را مورد ارتباط قرار دهند. چرا تعريف واژه "اعتماد" همراه با اشتباه و يا تعريف آن از طرف برخي محققان با بي ميلي روبرو بوده است؟ يک دليل اين است که هر رشته اعتماد را از ديدگاه خود مد نظر قرار داده است؛ به طوري که روانشناسان اعتماد را به صورت يک خصيصه شخصي[8]، جامعه شناسان آن را به صورت يک ساختار اجتماعي و اقتصاددانان آن را به صورت يک مکانيسم انتخاب اقتصادي[9] مد نظر قرار داده اند. طرفداران يک رشته ممکن است نقطه نظر رشته‌هاي ديگر در مورد اعتماد را درک نکرده و آن را مورد تصديق قرار ندهند، بنابراين تعاريف موجود، بسيار متفاوت بوده و اغلب در طول يک خط بين رشته‌اي تجميع مي‌شوند.

ماير، اعتماد را به عنوان تمايل فرد به آسيب پذير بودن در مقابل عملکرد طرف مقابل، بر اساس اين تصور که طرف مقابل، فعاليت مورد انتظار وي را بدون کنترل و نظارت مستقيم انجام خواهد داد، تعريف کرده است. در تعريفي ديگر اعتماد به عنوان اعتقاد و يا انتظار از اين‌که گفته و يا تعهدي که فروشنده عنوان مي‌کند، قابل اتکا است و فروشنده از آسيب پذيري خريدار سو استفاده نخواهد کرد، آورده شده است.

اعتماد و ريسک کاملا به هم مربوطند و به عبارت ديگر ريسک هسته اعتماد است. با در نظر گرفتن ريسک، اعتماد عبارت است از نمره‌اي که براي طرف اعتماد کننده، نمايانگر ميزان به وجود آمدن طرز تلقي و نگرش مثبت به خوب بودن و مطمئن بودن طرف اعتماد شونده در شرايط تبادل پرريسک است.

 اختلاف نظر در تعاريف اعتماد و نيز چندگانگي آن مي‌تواند ناشي از دو دليل باشد. اول اين‌که اعتماد مفهومي انتزاعي بوده؛ و دوم اين‌که اعتماد مفهومي چند وجهي بوده و داراي ابعاد حسي و رفتاري مي‌باشد با اين حال مراجع مختلفي سعي در تعريف اعتماد داشته اند که گزيده‌هايي از آن در جدول 1 ارايه شده است.

 

مرجع

تعريف اعتماد

[41]

 [42]

[38]

[43]

[44]

[45]

اعتماد يعني "باور اينکه گفته‌هاي  يک شخص قابل اتکا بوده و او در انجام تعهدات خود رابطه تجاري کوتاهي نخواهد کرد".

اعتماد هنگامي رخ مي‌دهد که "شخصي از ايجاد ارتباط تجاري با ديگري احساس راحتي نمايد".

اعتماد يعني "شخصي خطرات آسيب رساني ديگري را در يک معامله بازرگاني، با توقع موفقيت مي‌پذيرد".

اعتماد يعني "حالتي رواني دربرگيرنده پذيرش خطرات آسيب رساني ديگري در يک معامله بازرگاني، با انتظارات مثبت".

اعتماد به فروشنده‌هاي اينترنتي يعني "پذيرش آسيب‌هاي احتمالي همراه با احساس امنيت".

اعتماد يعني "اعتقاد به اين که شخص ديگر در راستاي برآورده ساختن خواسته‌هاي ما اقدام مي‌کند".

جدول 1 – تعاريف اعتماد

ماخذ : خيبري، ناصري، 1386، ص5

پژوهشگران حوزه بازاريابي، اعتماد را به عنوان سازه‌اي کليدي در بازاريابي رابطه‌مند[10] قلمداد مي‌کنند. اين محققان بر اين باورند که اعتماد مشتري اثر قابل ملاحظه‌اي بر وفاداري مشتري[11] دارد، که اين خود مي‌تواند به مثابه تمايل مشتري براي حفظ و تداوم رابطه مستمر با فروشنده تلقي شود. در حوزه بازاريابي، پژوهش‌هاي زيادي موجود است که بيان کرده‌اند: اعتماد بر روي نگرش مشتري موثر است.

مکينتاش و لاکشين (Macintosh & Lockshin) نشان داده‌اند که اعتماد مشتري رابطه مثبتي را با نگرش وي دارد. آن‌ها اعتقاد دارند که نگرش[12] يکي از اجزاي وفاداري مشتري است. گارازيولي و جانورپا (Grazioli & Jarvenpaa)  ادعا کرده‌اند که نگرش مشتري به وسيله اعتماد وي تعيين مي‌شود. Crasby et al نشان داده اند که کيفيت رابطه[13]، تاثير مثبتي روي پيش بيني تعاملات آتي در زمينه فروش خدمات خواهد داشت. آنان همچنين بيان داشته اند که اعتماد به نيروي فروش نيز يکي از ابعاد مهم کيفيت رابطه خواهد بود. کانن و دوني (Cannon & Doney) نيز در پژوهش خود دريافتند که اعتماد مشتري به ارايه کننده خدمت، رابطه مثبتي با قصد ادامه تعامل با فروشنده را در آينده خواهد داشت. گفن (Gefen) نيز معتقد است، در زمينه تجارت الکترونيک اعتماد به يک فروشنده، موجب افزايش قصد و نيت (تمايل) افراد در زمينه استفاده از وب سايت فروشنده مي‌شود. در نتيجه ميان اعتماد و نگرش مشتري رابطه وجود دارد. (خيبري، ناصري، 1386، ص 5-4-3)

 

اعتماد سازي الکترونيکي (E-Trust)

در ترسيم نمودار سازماني دولت و شهرداري الکترونيک و بررسي استراتژيک چگونگي تجزيه و تحليل به کارگيري فناوري مدرن تکنولوژي انتقال اطلاعات در ساختار شهرداري، اولين و بنيادي ترين موضوع قابل بحث، چگونگي تدوين يک استاندارد قابل قبول درون و برون سازماني، در بحث اعتماد سازي الکترونيکي است. بدون شک، يکي از مهم‌ترين عوامل قابل تعمق با محوريت کلان در دولت و شهرداري الکترونيک بهره گيرندگان از اين خدمات مجازي يا شهروندان دولت مي‌باشد. در ورود به موضوع چگونگي نگرش يک سيستم دولت و شهرداري الکترونيک به گيرندگان خدمات خود، اولين و اساسي ترين بحث پيرامون «ايجاد هويت ديجيتالي به عنوان شاخص شناسايي و مديريت دسترسي به منابع اطلاعات فردي» مي‌باشد. چيزي که از آن به عنوان «Trust, Identity and Access Management» ياد مي‌کنيم. براي بررسي گام به گام اين موضوع، بهتر آن است که مطالب را در قالب چند پرسش کاربردي مطرح کنيم:

شاخص تشخيص هويت چيست؟

انواع سازمان‌هاي مختلف، از هر نوع که باشند، در جهت ايجاد امکان خدمات رساني به مراجعين خود، قبل از هر اقدامي، نسبت به تخصيص انواع شاخص‌هاي شناسايي، اقدام کرده و اشخاص با توجه به نوع سيستم خدمات‌گيري خود، از اين شاخص‌ها استفاده مي‌کنند. وجود شناسه‌هاي تشخيص هويت (Identity) براي همگان، اعم از کارکنان مشتريان و يا ساير شهروندان، امري لازم و ضروري است. همان گونه که اجراي عمليات مختلف به صورت «online» به يک مدل استاندارد در زندگي روزمره تجاري بدل گرديده، شاخص‌هاي شناسايي الکترونيکي افراد نيز به صورت کليدي، جهت ورود به لايه‌هاي مختلف اين عمليات ايفاي نقش مي‌کنند.

 

لزوم ايجاد مديريت بر شناسه‌هاي تشخيص هويت افراد چيست؟

نياز به مديريت بر ارتباط ميان شناسه‌هاي مختلف به صورت فردي يا گروهي در فرآيندهاي مختلف اجتماعي از مهم‌ترين مسايل قابل بررسي در سازمان‌ها و ارگان‌هاي تحت پوشش دولت الکترونيک مي‌باشد. هر کدام از اين رده‌هاي اجتماعي نيازمند ايجاد شناسه تعيين هويت و مديريت دسترسي به منابع اطلاعاتي خاص خود بوده و اين در حالي است که نوع بهره وري از سرويس‌هاي مجازي توليد شده در سازمان‌هاي مختلف، وابسته به شرايط پيش بيني شده در سازمان ذيربط مي‌باشد. فرآيند ايجاد و دسترسي به شناسه‌ها و منابع اطلاعاتي به صورت موازي و يا چند سويه، در انواع شرکت‌هاي کوچک نيز قابل مشاهده است؛ اما مديريت اين اطلاعات در يک محيط کاملا بسته و اختصاصي، با توجه به عدم وجود الگوهاي استاندارد در استقرار و همچنين عدم هماهنگي در تعيين سطح امنيت متناسب با روند پردازش به صورت برون سازماني، کار به صرفه‌اي نيست. بنابراين شيوه‌اي استوار، امن و کارآمد در مديريت اين اطلاعات به صورت درون و برون سازماني مورد نياز است. کنترل شاخص‌هاي شناسايي و شناسه‌گرها در اين وسعت کلان، به عنوان هسته مرکزي بقا و دوام فعاليت ها، تنها با مديريت يکپارچه با امکان بازرسي پيوسته بر تمام فعاليت‌هاي وابسته بر شناسه ها، امکان پذير است که در نهايت و با بالا بردن سطح امنيت در انتقال و پردازش اطلاعات، چهارچوب استانداردي به نام «E-Trust» را با ضريب اطمينان قابل محاسبه در تعامل GTOC[14] به وجود خواهد آورد. پس از معين شدن حد ضريب اطمينان در انتصاب شناسه‌ها و مديريت دسترسي بر اطلاعات، که منجر به طراحي انواع برنامه‌هاي کاربردي در حفظ امنيت سيستم خواهد گرديد، E-Trust نسبت به تبيين يک پروتکل واحد، جهت به اشتراک گذاري اطلاعات، مابين تمامي هسته‌هاي متصل به دولت الکترونيک و در سطح خود آن، شهرداري الکترونيکي اقدام مي‌کند، درگاه مشترک اطلاعاتي مابين تمامي سازمان‌هاي ذيربط مورد سنجش قرار گرفته و استراتژي (E-Strategy) چگونگي تشريک مساعي با حفظ بالاترين ضريب اطمينان، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. در نگرش کلاس جهاني، اقدامات يک دولت الکترونيک در تعامل G2C با دولت الکترونيک در ساير کشورها، همخواني پروتکل‌هاي «E-Trust» با استانداردهاي بين المللي، امري لازم و ضروري است. اين در حالي است که مبناي واحد در نمودارهاي تعيين سطح امنيت الکترونيکي براي هر زير مجموعه سيستمي دولت و شهرداري الکترونيک مي‌بايست با در نظر گرفتن اجتماعي از نقاط اکسترمم نمودارهاي امنيتي سازمان‌هاي همکار در سيستم بين المللي به طريقي طرح ريزي شود که ضمن برخورداري از بيشترين سطح انعطاف پذيري، داراي ارکاني از قبيل: امنيت، امکان مديريت پيوسته و مهندسي مجدد يکپارچه نيز باشد. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، صص 5 و4)



1- Willingness to believe.

2- Fairness

3- Goodness

4- Ability

5- Benevolence

6- Honesty

7- Predictability

8-Personal Trait

9- economic- choice mechanism

1- Relationship Marketing

2- Customer Loyalty

3- Attitude

4- Relationship Quality

1- Government to citizen

مفهوم شهروند الکترونيک

مفهوم شهروند الکترونيک

بر اساس استاندارد، شهروند الکترونيک کسي است که از حداقل دانش لازم درباره مفاهيم پايه فناوري اطلاعات و ارتباطات برخوردار است. توانايي برقراري ارتباط با اينترنت (با استفاده از کامپيوتر يا موبايل) و ارسال و دريافت پيام‌هاي الکترونيکي از طريق پست الکترونيک را دارد و همچنين اطلاعات، خدمات، کالاها و نرم افزارهاي مورد نياز خود را از طريق اينترنت جستجو مي‌کند. ضمن اين‌که چنين فردي بايد نسبت به تامين امنيت شخص و خانواده در برابر آسيب‌هاي اينترنتي آگاهي داشته و بتواند امور مختلف زندگي خود را تا حد امکان از طريق شبکه‌هاي اينترنتي انجام دهد. شهروند الکترونيک يک نماينده از سوي شهروند واقعي در شهر الکترونيک است که خود اختياري ندارد، بلکه دستورات شهروند حقيقي را اجرا مي‌کند. هويت شهروند الکترونيک بسيار مهم است و جهت ايجاد يک شهروند الکترونيک مي‌توان يک پرونده براي شهروند ايجاد کرد که در آن اطلاعات مورد نياز کاربر در اختيار شهرداري الکترونيک قرار مي‌گيرد. ارتباطات مورد نياز شهروند الکترونيک در شهر الکترونيک در شکل (1) نشان داده شده است.

به بياني واضح تر شهروند الکترونيک کسي است که از توانايي لازم براي کار با رايانه برخوردار باشد و بتواند از اينترنت براي انجام سريع تر و موثرتر امور روزمره زندگي از قبيل برقراري ارتباط با ديگران، خريد و فروش، تعاملات بانکي، استخدام، مسافرت، تفريح، سرگرمي، درمان و ... استفاده کند. امروزه در بسياري از کشورهاي پيشرفته جهان، اغلب شهروندان ويژگي‌هاي يک شهروند الکترونيک را دارند و لزوم چنين تحولي در کشور ما نيز احساس مي‌شود. پيام پنهان در استاندارد شهروند الکترونيکي اين است. «به زودي اگر يک شهروند الکترونيک نباشيد، به طور کل شهروند به حساب نمي آييد». بنابراين تمام کساني که مي‌خواهند در عصر حکمراني اطلاعات، زندگي موفقي داشته باشند نيازمند فراگيري مهارت‌هاي لازم در فناوري اطلاعات هستند. شهرداري الکترونيک امکان دسترسي به پايگاه‌هاي داده خدمات شهرداري، به صورت 24 ساعته و هفت روز در هفته را فراهم مي‌آورد. شهرداري‌هاي الکترونيکي بخش وسيعي از خدمات خود را از طريق وب ارايه مي‌کنند و به اين ترتيب زمينه ارايه خدمات با کيفيت، سريع و به خصوص کم هزينه‌اي را از طريق الکترونيکي صرف نظر از محدوديت‌هاي زماني و مکاني فراهم مي‌کنند. شهرداري الکترونيکي با اهدافي چون بکارگيري فناوري اطلاعات، وسيله‌اي جهت ارايه خدمات الکترونيکي به مردم با استفاده از ابزار فناوري اطلاعات در مديريت شهري به عنوان زير مجموعه‌اي از دولت الکترونيکي مي‌باشد. هدف از ايجاد شهرداري الکترونيکي، اجراي سيستمي است که همه شهروندان بتوانند درخواست‌هاي خود را از طريق ابزارهاي شهرداري الکترونيک نظير اينترنت مطرح کرده و روند درخواست را تا رسيدن به پاسخ پيگيري نمايد. (Odendaal,2003).

گسترش فناوري اطلاعات و کاربردهاي آن در شهرداري مي‌تواند پاسخگوي انتظارات جديد از مجموعه مديريت باشد، هدف از اين گسترش عبارت است از:

1 – همه خدماتي که انجام آن‌ها در حال حاضر مستلزم مراجعه حضوري است، از طريق شبکه قابل دسترسي و انتقال باشند، به اين ترتيب در هر نقطه از جهان که امکان دسترسي به شبکه را داشته باشد مي‌تواند مانند ساختمان فيزيکي شهرداري عمل کند.

شهرداري الکترونيکي

دولت الکترونيکي

شهروند الکترونيکي

زيرساخت‌‌هاي الکترونيکي

2 – تمامي اطلاعات مربوط به شهر و شهرداري به صورت الکترونيکي ذخيره شود و با صحيح ترين، به روزترين و سريع ترين زمان براي ساير سازمان‌ها و شهروندان قابل دسترسي باشد. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص9)

شهرهاي الکترونيکي:

1 . فرهنگ سازي

2 . نداشتن متولي

3 . تغيير مديريت پي در پي

4 . نبود ديتا سنتر به تعداد مناسب با استانداردهاي لازم

5 . نبود سند راهبردي مناسب براي هر سازمان و يا بخش

6 . عدم حمايت دولتي و تخصيص نيافتن بودجه مناسب

7 . نبود نظام آموزشي مناسب (از ابتدا تا انتها)

8 . عدم شناخت واقعي و اعتماد لازم به اين فناوري در ميان مديران ارشد کشور

9 . عدم حضور فعال بخش خصوصي

10 . نبود زير ساختار مناسب

11 . نبود زير ساخت حقوقي (قوانين و مقررات)

12 . امضاي الکترونيکي

13 . پول الکترونيکي

14 . عدم وجود سلسله مراتب طرح‌هاي شهر الکترونيکي

15 . شرايط حاکم متفاوت در مناطق مختلف کشور (تبريزي مسكين، 1386، ص 9)

 

ارکان شهر الکترونيکي:

شهر الکترونيک از ارکان و اجزاء مختلفي تشکيل شده که تعامل آگاهانه آ‌ن‌ها، منجر به پديد آمدن يک محيط مجازي براي زندگي الکترونيکي مي‌شود. ارکان مذکور عبارتند از:

1 . زندگي الکترونيک: توسعه شهرهاي الکترونيکي موجب ايجاد سبک جديدي از زندگي براي مردم و شهروندان الکترونيکي شده است که داراي اجزايي مانند آموزش الکترونيک، تفريح الکترونيک، ارتباطات الکترونيک و تراکنش الکترونيک مي‌باشد.

2 . سازمان الکترونيک: فناوري اطلاعات امکان جهاني شدن را براي شرکت‌ها و سازمان‌ها به ارمغان آورده است. در اين حوزه مي‌توان به مواردي از جمله تجارت الکترونيک، تدارکات و زنجيره تامين الکترونيک، سيستم‌هاي برنامه ريزي منابع سازمان و مديريت روابط مشتريان اشاره کرد.

3 . دولت الکترونيک: شامل چهار بعد اساسي دولت و مردم، دولت و بخش خصوصي، دولت و کارمندان و دولت و ديگر بخش‌هاي دولت مي‌باشد. دولت الکترونيک، شيوه‌اي براي دولت‌ها به منظور استفاده از فناوري‌هاي جديد است که به افراد، تسهيلات لازم براي دسترسي مناسب به اطلاعات و خدمات دولتي، اصلاح کيفيت آن‌ها و ارايه فرصت‌هاي گسترده براي مشارکت در فرآيندها و نمادهاي مردم سالار مي‌دهد. در اصل  تعريف واحدي درباره دولت الکترونيک وجود ندارد و اين مساله ناشي از ماهيت پويا و متغير فناوري است. امروزه به استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات به منظور بهبود کارايي و اثر بخشي، شفافيت اطلاعات و مقايسه پذيري مبادلات اطلاعاتي و پولي در درون دولت، بين دولت و سازمان‌هاي تابعه آن، بين دولت و شهروندان و بين دولت و بخش خصوصي دولت الکترونيک اطلاق مي‌شود.

4 . زير ساختار الکترونيک: زمينه لازم براي توسعه فناوري اطلاعات است. زير ساختار الکترونيک را مي‌توان به سه بخش زير تقسيم کرد:

·        قوانين و مقررات

·        نيروي انساني

·        فرهنگ و شرايط اجتماعي زير ساختار فناوري اطلاعات

ارتباط بين ارکان مذکور در شکل (3) نشان داده شده است:

 

دولت الکترونيک

سازمان الکترونيک

زندگي الکترونيک

زيرساخت الکترونيک

 

شهرداري شهر تورنتو مديريت اطلاعات، فناوري پيشرفته و کارکنان ماهر زيرساخت‌هاي شهر الکترونيک تورنتو را به صورت زير بيان کرده است.

شكل 3- زيرساخت‌هاي شهر الكترونيك تورنتو

ماخذ : صفري، کنعاني، 1386، ص15

تعريف مفهومي شهرداري الکترونيک[1]

مقوله فناوري اطلاعات با گستردگي امروز خود در بين مجامع عصر حاضر جايگاه ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است. از اين رو دولت‌ها و سازمان‌ها مي‌توانند از طريق شبکه‌هاي الکترونيکي با شهروندان، تبادل نظر، اطلاع رساني و تراکنش داشته در ارايه خدمات مجازي به صورت الکترونيکي اثر بخش عمل نمايند. دولت، در اين مقوله، ارايه دهنده خدمات نوين محسوب مي‌شود و در عمل موزون موتور اصلي رشد و توسعه کشورهاي پيشرفته از طريق آن‌ها صورت مي‌گيرد. لذا از آنجا که شهرداري‌ها، قسمت عمده‌اي از فعاليت سازمان‌ها را در شهرها عهده دار، و در هر نوع برنامه ريزي و تصميم‌گيري مديريت شهري، سهم عمده‌اي را دارا هستند، مي‌توانند کانون راه رسيدن به شهر الکترونيکي باشند. در بيان مفهومي، مي‌توان اين‌گونه تعريف کرد که، شهرداري الکترونيکي، سازماني است که با بهره‌گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات، خدمات خود را در حوزه وظايف شهرداري به صورت سريع، قابل دسترسي و امن به شهروندان ارايه مي‌دهد. از نظر ديگر، شهرداري‌ها مي‌آموزند که تحول و استقرار يک سيستم جامع خدمات الکترونيکي، از online کردن خدمات، طراحي مهندسي مجدد سازمان، روندهاي شهروند محور و يکپارچگي در ميان بخش‌هاي مختلف جهت ساده کردن تعامل، کاهش هزينه‌ها و توسعه خدمات شهري، به طور بهينه عمل نمايند. (سرفرازي و معمارزاده، 1386، ص 2 و1)

 

چرخه هيجان فناوري اطلاعات در شهرداري الکترونيک (E-municipality)

هنگامي که مفاهيم توسعه پايدار، به عنوان هدف‌هاي نهايي حرکت‌هاي جذب و به کارگيري فناوري نظام‌هاي دولتي مطرح مي‌شود، دسته جديدي از چالش‌ها پيش روي استقرار خدمات الکترونيکي در کشورهاي مختلف قرار مي‌گيرد که يافتن پاسخي منتج، از عهده اکثر انديشمندان با توجه به حرکت‌هاي سريع و انفجار گونه عصر مجازي خارج است. به هر صورت اين يکي از مهم‌ترين مسايل، در مورد همه سطوح چالش‌هاي مطرح مديريت و راهبردي انتظارات آحاد و اقشار مختلف جامعه است. در کنار هدف‌هاي کلان دولت‌ها و نظام‌ها در شهرداري الکترونيک، مديران، انتظارات شهروندان و ذي نفعان، عمده ترين نيروي پيش برنده و انرژي اصلي اين حرکت جهان شمول است. عدم شناخت منطبق بر واقع از چالش‌هاي فوق، تهديدي جدي براي امنيت و دوام سيستم‌ها به شمار مي‌آيد و البته با توجه به اين‌که هر تهديد جدي در برگيرنده فرصتي بي نظير نيز است، شناخت واقعي و منطقي اين چالش‌ها فرصتي بي نظير براي کشورها براي جهش در توسعه ايجاد مي‌کند، به ويژه در مورد فناوري اطلاعات و ارتباطات، درک رفتاري که گارنتر از آن به عنوان چرخه هيجان نام مي‌برد، مي‌تواند تصويري واقعي را پيش روي استراتژي و برنامه ريزي راهبردي کشورها و سازمان‌ها قرار دهد. چنان که در شکل (4) ملاحظه مي‌شود، طي دهه گذشته که فناوري ارتباطات و اطلاعات از زمره فناوري‌هاي رايج، خارج و به انقلابي عظيم تبديل شده است، رفتاري هيجاني و انتظاراتي خارج از واقع نسبت به آن به وجود آمده که تاثيرات جهاني اقتصادي- اجتماعي ناشي از اين حرکت هيجاني طي چند سال گذشته با ابعاد گسترده و گاهي مخرب روبه رو بوده است.

 

شكل 4- چرخه هيجان فناوري اطلاعات

ماخذ : سرفرازي و معمارزاده، 1386، ص2

امروزه با توجه به تجربه‌هاي جهاني، ما در شرايطي قرار داريم که پايان توهمان نام گرفته است و پيش بيني مي‌شود که استفاده از تجربه حاصل از زمان پاسخ به خواسته‌هاي متورم که منجر به صرف هزينه‌هاي چند هزار ميليارد دلاري شده، و تجربه‌هاي غني را در اختيار ما گذاشته است، بتواند ما را در اتخاذ سياست‌ها و راهبردها کمک شاياني کند. مانند اغلب فناوري‌ها و پديده‌هاي مربوط به IT، دولت و شهرداري الکترونيک به سوي آنچه گارتنر از آن به منزله «چرخه هيجان» ياد کرده، پيش مي‌رود. اين چرخه تحت تاثير عوامل متعدد، از قبيل تفاوت‌هاي جغرافيايي، چشم انداز اقتصادي و شرايط سياسي است. در نتيجه، يک چرخه ساده هيجان، نمي تواند بازتاب بازارهاي جهاني عصر مجازي باشد. با وجود اين در اغلب کشورها، شهرداري الکترونيک به «بالاترين سطح انتظارات متورم» رسيده است. پيش بيني گارنتر آن بود که در سال 2002، افزايش نامناسب سطوح خدمات و مشکلات مديريت ارتباطات مردمي از طريق شبکه‌هاي متعدد، خدمات الکترونيک را به «پايان توهم» سوق خواهد داد. برنامه‌هاي شهرداري الکترونيک به اشکال برخواهند خورد، پروژه‌ها قطع خواهند شد، که تمامي اين مسايل ناشي از شدت و تداوم رکود اقتصادي است. اشتباه به ارايه آنلاين خدمات، با ترديد ناشي از فهم ضرورت بازسازي ژرف فعاليت‌هاي پشت پيشخوان، جايگزين مي‌شود. اصل، تمرکز بر ماموريت اصلي و مشارکت با شرکاي بخش خصوصي و دولتي در ارتباطات پوياي مبتني بر فناوري، با هدف افزايش ارزش از ديدگاه شهروندان است. (سرفرازي و معمارزاده، 1386، ص 2و1)

 

متدلوژي شکل‌گيري و تکامل شهرداري الکترونيکي

شهرداري الکترونيکي به طور کلي در چهار مرحله پيدايش، ارتقا، تعامل و يکپارچگي به شرح زير شکل مي‌گيرند.

مرحله پيدايش:

نخستين اقدام لازم جهت ايجاد يک شهرداري الکترونيکي، تهيه سند راهبردي بر اساس مطالعات ميداني از امکانات، وضعيت موجود و بررسي تطبيقي اقدامات و تجربيات جهاني در اين زمينه است.

مرحله ارتقاء:

بسياري از شهرداري‌هاي الکترونيکي در جهان کار خود را با ارايه خدمات ابتدايي بر روي وب سايت‌ها شروع کرده و بروز کردن زيرساخت‌ها و آموزش کارکنان را در اين مرحله انجام داده اند.

مرحله تعامل:

در مرحله بعد، وب سايت‌ها و شبکه‌ها امکان برقراري ارتباطات دو طرفه را برقرار مي‌سازند و مردم به راحتي مي‌توانند با شهرداري‌هاي الکترونيکي ارتباط برقرار کنند.

مرحله يکپارچگي:

در اين مرحله بعضي از خدمات مانند بانک اطلاعات شهري، از طريق اينترنت در اختيار شهروندان قرار مي‌گيرد. در مرحله يکپارچگي، اغلب خدمات توسط وب سايت‌ها قابل ارايه هستند و شهروندان مي‌توانند با استفاده از شبکه‌هاي گسترده محلي و يا از طريق اينترنت به اکثر خدمات شهري دسترسي داشته باشند. اين مرحله، زمينه ساز برپايي شهرداري الکترونيکي مي‌باشد. اغلب شهرهاي برتر الکترونيکي در دنيا همچون تورنتو، برلين و بوستون در ابتداي اين مرحله هستند. ايجاد سازمان‌ها و ادارات مجازي و سيستم اجراي کار از راه دور از برنامه‌هاي آينده شهرداري‌هاي الکترونيکي است که با اجراي آن‌ها مراجعه مردم به ادارات دولتي به حداقل رسيده و کارمندان نيز در هر محلي امکان انجام کار اداري خود را خواهند داشت. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص3).



1- E- municipality

رابطه متقابل شهر الکترونيک و شهرداري الکترونيک

رابطه متقابل شهر الکترونيک و شهرداري الکترونيک

 

پريسا روحاني1 - احسام مذهب ، راويا شيخ امامي

1- معاونت آموزشي و پژوهشي سازمان فناوري اطلاعات و ارتباطات شهرداري بروجرد

 

چكيده :

امروزه با ورود به هزاره سوم و شروع عصر مجازي و با قدم نهادن به حيطه نانو تكنولوژي و ظهور فناوري اطلاعات و ارتباطات، جوامع دچار تغييرات بنيادين و اساسي شده‌اند. ايجاد شهر الكترونيك و قدم گذاشتن در مرحله فناوري اطلاعات نيز يك فرصت انكار ناپذير است شهر الكترونيك دسترسي الكترونيكي شهروندان به شهرداري، ادارات دولتي، بنگاه‌هاي اقتصادي و كليه خدمات شهري به صورت شبانه روزي را فراهم مي‌كند. اين شهر عاملي در جهت ايجاد سازمان‌هاي شيشه‌اي است به طوري كه تمام كاركردها و هدف‌هاي سازمان به طور شفاف قابل ملاحظه باشد، اين شهر از بستر پيشرفته اطلاعات مخابراتي برخوردار است به صورتي كه مي‌توان از طريق كامپيوتر با خانه‌ها، مدارس، ادارات، دوستان و غيره ارتباط برقرار كرد. مفهوم شهرداري الكترونيك به ميزان زيادي با مفهوم شهر  الكترونيك عجين است شهرداري الكترونيك امكان دسترسي شهروندان به پايگاههاي داده خدمات شهرداري، به صورت 24 ساعته و هفت روز هفته را فراهم مي‌آورد. شهرداري الكترونيك با بهره‌گيري از فناوري اطلاعات، با تغيير در معماري ساختار خود و با ساده سازي رويه‌ها و قوانين و مهندسي مجدد فعاليت‌ها و شفافيت رويه‌ها و ارتباط موثر با شهروندان، خدمات خود را در حوزه وظايف شهرداري به صورت قابل دسترس و امن به شهروندان ارايه مي‌كند. از اين طريق نه تنها مديريت دولتي به شكل مناسبت‌تري اعمال مي‌شود بلكه فاصله بين دولت و شهروند كم شده رضايت‌مندي شهروندان از خدمات دولتي متمركز افزايش يافته و مفهومي چون شهر الكترونيكي در جامعه نقش مي‌گيرد. از آنجايي كه شهرداري‌ها قسمت عمده‌اي از فعاليت سازمان‌ها را در شهر‌ها عهده‌دار و در هر نوع برنامه‌ريزي و تصميم‌گيري مديريت شهري، سهم عمده‌اي را دارا هستند، مي‌توانند كانون راه رسيدن به شهر الكترونيكي باشند. در اين مقاله به بررسي مفهوم و رابطه متقابل شهر و وظايف آن‌ها پرداخته‌ايم و تا حد امكان سعي خواهيم كرد اين موضوع را تبيين و ارايه كنيم.

 

مقدمه

توسعه شهرنشيني و نيازهاي اجتماعي و به دنبال آن بالا رفتن تقاضاي شهروندان و افزايش روزافزون اين نيازها دولت و دولت‌مردان حكومت را به اين فكر وادار مي‌سازد كه اين رابطه و نيازهاي روزمره و اجتماعي را به نحوي ساده و با استفاده از امكانات موجود به شهروندان ارايه كنند تا از اين طريق مشكلات موجود هم براي شهروندان و هم براي نظام ارايه دهنده اين خدمات به حداقل ممكن خود برسد. لذا با توجه به عصري كه در آن زندگي مي‌كنيم (عصر ارتباطات) فناوري اطلاعات و ارتباطات بهترين راه كار براي ارايه اين خدمات در سطح گسترده و فراگير مي‌باشد. در اين راه مي‌توان به ظهور شهرداري الكترونيكي، شهر الكترونيكي و ... اشاره كرد.

در شهر الكترونيكي رمز و راز زندگي هم براي شهروندان تغيير يافته و رنگ شهروند الكترونيك را به خود گرفته است و در حقيقت شهروندان اين شهر خود را آماده مي‌سازند تا با استفاده از ابزار فناوري براي زندگي در آن آماده شوند در يك شهر الكترونيك تمامي ارتباطات و فعاليت‌هاي اقتصادي، تجاري، فرهنگي و بهداشتي بخش‌هاي خصوصي و دولتي در فضاي وب و به صورت الكترونيكي انجام مي‌شود. رزرو هتل‌ها، فروش بليط‌هاي مسافرتي و پرداخت قبوض در اين شهرها به صورت الكترونيكي صورت مي‌گيرد و مهم‌ترين مزيت اين طرح صرفه جويي در وقت و هزينه است.  پس شهر الكترونيكي عبارت است از امكان دسترسي الكترونيكي شهروندان به كليه خدمات و سرويس‌هاي بر خط ادارات، سازمان‌ها و اماكن درون شهري و دستيابي به اطلاعات مختلف مورد نياز به صورت شبانه روزي و هفت روز هفته به شيوه‌اي باثبات، قابل اطمينان و امن و محرمانه. ايجاد شهر الكترونيكي تاثيرات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي زيادي در شهر و براي شهروندان به دنبال خواهد داشت به طوري که دولت به عنوان ارايه دهنده خدمات نوين به حساب ‌آيد.

لذا از آن جايي كه شهرداري‌ها قسمت عمده‌اي از فعاليت سازمان‌ها را در شهرها عهده دار و در هر نوع برنامه ريزي و تصميم گيري مديريت شهري سهم عمده‌اي را دارا هستند، مي‌توانند كانون راه رسيدن به شهر الكترونيكي باشند. در بيان مفهومي مي‌توان اين‌گونه تعريف کرد كه شهرداري الكترونيكي، سازماني است كه با بهره گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات خدمات خود را در حوزه وظايف شهرداري به صورت سريع، قابل دسترسي و امن به شهروندان ارايه مي‌دهد. هدف از شهرداري الكترونيكي اجراي سيستم‌هاي مبتني بر دانش فن آوري اطلاعات و با اصول الكترونيكي است كه با اجراي اين سيستم‌ها همه شهروندان بتوانند با دسترسي سريع و آسان از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري اطلاعات مورد نياز را دريافت كرده، درخواست‌هاي خود را مطرح و درخواست را تا رسيدن به پاسخ پيگيري نمايند و در نهايت پاسخ مناسبي براي درخواست خود دريافت دارند. روندي كه ضمن دقت و سرعت بالا، بهره وري در سيستم‌هاي مديريت شهري را بالا برده و امكان استفاده بهينه از دقت و نيروي انساني را ميسر مي‌سازند تا فرآيند كارآمد براي پيشرفت جامعه ايجاد گردد.

 

شهر الکترونيک: تعريف مفهومي

شهر الکترونيک يکي از خاستگاه‌هاي مديران شهري و شهروندان در عرضه کردن و مورد استفاده قرار دادن خدمات شهري است. شهر الکترونيک عبارت از شهري است که اداره امور شهروندان شامل خدمات و سرويس‌هاي دولتي و سازمان‌هاي بخش خصوصي به صورت بر خط (online) و به طور شبانه روزي، در هفت روز هفته با کيفيت و ضريب ايمني بالا با استفاده از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات و کاربردهاي آن انجام مي‌شود. يا به عبارت ديگر مي‌توان گفت در شهر الکترونيکي تمام خدمات مورد نياز ساکنان از طريق شبکه‌هاي اطلاع رساني تامين مي‌شود.

به اين ترتيب ديگر نيازي به حرکت فيزيکي شهروندان براي دسترسي به خدمات دولت و نهادهاي خصوصي نيست.

در اين شهر الکترونيکي ادارات ديجيتالي جايگزين ادارات فيزيکي مي‌شوند و سازمان‌ها و دستگاه‌هايي همچون شهرداري، حمل و نقل عمومي، سازمان آب منطقه‌اي و ... بيشتر خدمات خود را به صورت مجازي يا با استفاده از امکاناتي که ITC در اختيار آنان قرار مي‌دهد به مشترکين و مشتريان خود ارايه مي‌دهند. در شهر الکترونيک علاوه بر اين‌که شهروندان در شهر مجازي و در وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي الکترونيک حرکت مي‌کنند، قادرند خدمات جاري خود  هم‌چون خريدهاي روزمره را از طريق شبکه انجام دهند. البته بايد به اين نکته توجه کرد که شهر الکترونيک يک شهر واقعي است که داراي شهروند، اداره‌ها و سازمان‌هاي مختلف و ... است که در آن فقط ارتباطات و برخي تعامل‌هاي اجتماعي و تامين بخش عمده‌اي از نيازهاي روزمره از طريق اينترنت صورت مي‌گيرد. مي‌توان بيشترين ويژگي‌هاي اين شبکه اطلاع رساني را در شبکه حمل و نقل شهري و اطلاع رساني در مورد حوادث غيرمترقبه جست و جو کرد که در زمان بروز حوادث غيرمترقبه با توسل به اين سيستم مي‌توان در کمترين زمان بحران پيش آمده را در منطقه مديريت کرد. رويکرد جهاني طي 20 سال گذشته به سمت اطلاعاتي شدن جوامع بوده و امروزه جامعه‌اي پيشرفته‌تر است که به لحاظ اطلاعاتي سرعت و قابليت بيشتري در توليد و تبادل اطلاعات داشته باشند. با توجه به فناوري‌هاي جديد که پيچيدگي زندگي اجتماعي را به دنبال دارند، نيازمند تسهيل امور مختلف زندگي هستيم و بدون توجه به فناوري بسياري از امور، زندگي قابل عمل، پيگيري و اجرا نيست. در حال حاضر فناوري اطلاعات اين امکان را به فرد داده و کمک مي‌کند تا سريع به اهداف خود دست يابند. ايجاد شهر الکترونيک و قدم گذاشتن به عصر فناوري اطلاعات نيز يک فرصت انکار ناپذير است. اين شهر عاملي در جهت ايجاد سازمان‌هاي شيشه‌اي است به گونه‌اي که تمام کارکردها و هدف‌هاي سازمان به طور شفاف قابل مشاهده باشد. شهر الکترونيک دسترسي الکترونيکي شهروندان به شهرداري، ادارات دولتي، بنگاه‌هاي اقتصادي و کليه خدمات فرهنگي و بهداشتي شهري به صورت شبانه روزي را قابل اطمينان و امن مي‌کند. اين شهر از بستر پيشرفت اطلاعات مخابراتي برخوردار است، به صورتي که مي‌توان از طريق کامپيوتر با خانه ها، مدارس، ادارات و غيره ارتباط برقرار کرد. البته شهر الکترونيک يک اختراع و يا يک پيشنهاد نوآورانه نيست بلکه واقعيتي است که بر اساس نياز جاي خود را باز مي‌کند. اگر امروز چشم خود را بر نيازها ببنديم فردا بايد با پرداخت هزينه بيشتر قدم در اجراي آن بگذاريم. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص7)

 

ضرورت ايجاد شهر الکترونيک

ازدحام و تراکم جمعيت‌هاي بزرگ و تفاوت جمعيت شب و روز در شهرهايي مثل تهران، همراه با آلودگي گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مساله ترافيک و زمان، منشا يافتن چاره‌اي براي کاهش آلام ناشي از زندگي در اين‌گونه شهرها شده است. مهم‌ترين مساله در اين شهرها حرکت جمعيت است. حرکت جمعيت اعم از حرکت با وسيله نقليه و يا ازدحام جمعيت در مراکز فروش و خدمات اداري و رفاهي شهر، علت اصلي بسياري از "مسايل شهري" اعم از مسايل انساني شهري و يا حوادث و سوانح شهري در شهرهاي بزرگ مي‌باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات، کامپيوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه‌اي در قالب اينترنت، فضاي جديدي براي شهر بوجود آمد که از آن تعبير به "شهر مجازي" مي‌شود. ظهور شهر مجازي موجب کاهش "حرکت جمعيت" در شهر واقعي مي‌شود. در واقع دو فضايي شدن شهر در فضاي واقعي و فضاي مجازي، نوعي "مديريت کنترل حركت جمعيت شهري" محسوب مي‌شود که تلاش مي‌کند با عقلاني کردن روند حرکت جمعيت، شهر آرامتر، کم هزينه تر و برخوردار از امنيت شهري و امنيت‌رواني شهروندان را فراهم کند. در شهر مجازي، خدمات اطلاعاتي بدون هيچ محدوديت زماني و مکاني انجام مي‌شود. مفهوم شهر و دولت مقيد به ساعت کار اداري، تبديل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته مي‌شود و شهروندان در همه ساعات و دقايق روز امکان بهره مندي از خدمات دولتي و شهري را خواهند داشت. در اين فضاي جديد ديگر مفهوم بازکردن و بستن دروازه شهر و يا تقسيمات شهري بر اساس ميدان، خيابان و کوچه و يا به طور کل معماري مبتني بر مکان محوري به پايان مي‌رسد، بلکه معماري فضاي مجازي مبتني بر تغيير تکنولوژيكي زمان و مکان است و ساخت‌هاي قابل دسترسي همزمان براي همگان است.

 

فعاليت‌ها و مزاياي ايجاد شهر الکترونيک

ايجاد شهرهاي الکترونيکي مزاياي زيادي را به همراه دارد که از جمله آن‌ها مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:

·    مزاياي اقتصادي: از مزاياي اقتصادي پياده سازي طرح شهر الکترونيکي مي‌توان به کاهش هزينه‌هاي تردد شهري، افزايش سرمايه گذاري در نتيجه گسترش ارتباطات جهاني، صرفه جويي در مصرف سوخت‌هاي محدود، تسهيل انجام امور اقتصادي به خاطر 24 ساعته بودن ارايه خدمات و ... اشاره کرد. کاهش زمان اتلاف شده شهروندان در ترافيک، عرضه بهتر خدمات، توزيع عادلانه تر امکانات، کاهش آلودگي محيط زيست، افزايش اشتغ

·        ال و بهبود مديريت پايدار شهري از ويژگي‌هاي اقتصادي شهر الکترونيکي است.

·    مزاياي اجتماعي و فرهنگي: مهم ترين اثرات فرهنگي اين شهر نيز شامل اطلاع رساني سريع، انتشار نشريات الکترونيکي براي شهروندان، آموزش مجازي، ايجاد کتابخانه ديجيتالي، افزايش سواد و ايجاد نوعي جهان نگري است که به افزايش رفاه و ارتقاي فرهنگ کمک مي‌کند. در واقع در شهر الکترونيکي ديگر به شهر به مثابه کالبدي که ساختمان‌هاي بلند، خيابان‌هاي پرترافيک و آلودگي‌هاي زيست محيطي را دربرمي گيرد نيست، بلکه شهري است که در آن تعامل ميان شهروندان و مسئولان اهميت بيشتري مي‌يابد و اين تعاملات دو سويه است که محيط اجتماعي مطلوبي را براي شهروندان ايجاد مي‌کند. اين موضوع به ويژه در مورد کلان شهرها اهميت دارد. در شهر الکترونيک، کلان شهرها شهرهايي نيستند با آسمان خراش‌هاي بزرگ، سينماهاي عظيم، سالن‌هاي بزرگ به عنوان محل‌هايي براي تعامل و ... بلکه شهرهايي هستند که با زندگي در آن‌ها مي‌توان فيلم‌هاي بزرگ را در صفحات کوچک ديد، پشت ميز خود در موزه‌ها گردش کرد و به طور کلي ديگر نيازي به چارچوب شهري گذشته نيست. در واقع شهر الکترونيک به معناي شهروند سالاري در مديريت شهري است.

مزاياي عمده‌اي که بر اثر ايجاد شهر الکترونيک به وجود مي‌آيد را مي‌توان به صورت زير فهرست کرد: (2002 , Georgeand Budithimedhee)

1 . فراهم آوردن خدمات اينترنتي با کيفيت و سرعت بالا براي شهروندان (بوجود آوردن زير ساختاري مناسب جهت اتصال به اينترنت و شبکه جهاني)

2 . بهبود کيفيت زندگي مردم با تسهيل فعاليت‌هاي شهري و بهبود اوضاع اقتصادي شهر که نتيجه بهبود امور در سطح شهر مي‌باشد و همچنين افزايش آگاهي مردم از فرآيند شهري و همچنين امکانات شهر.

3 . يک مرحله‌اي کردن ارايه خدمات به شهروندان با تعريف مناسب ارتباطات شهري توسط فناوري اطلاعات و همچنين الکترونيکي کردن آن‌ها. در نتيجه ديگر نيازي به مراجعه‌هاي پي در پي به ادارات و سازمان‌هاي مختلف، لزوم  نخواهد داشت. (صفري، کنعاني، 1386، ص 8).

 

مکان در شهر واقعي و در شهر الکترونيک

زندگي در شهر واقعي با پديده‌هاي بسيار برجسته و مشخص مواجه مي‌باشد و از اجزاي محسوس و طبيعي مثل مردم، حيوانات، گل‌ها و گياهان، درختان، سنگ‌ها، ابر، باران و خورشيد و تغيير فصول و عناصر طبيعي- صنعتي مثل ساختمان‌ها، خيابان‌ها و ميادين و کارخانه‌ها برخوردار است. بقول نوربرگ- شولز (1976) (Norberg- Schulz) علاوه بر اين امور محسوس که در ظرف مکان شهر به صورت مشخص ديده مي‌شود، امور نامحسوسي نيز هست که از آن تعبير به "احساس" مي‌شود. اين مجموعه به "مکان" در شهر واقعي معنا مي‌بخشد. خصيصه مشترک همه آن‌ها "بدن داشتن"، حجم داشتن و محسوس بودن است. از طرفي بايد توجه داشت که يکي از جنبه‌هاي مهم زندگي در شهر واقعي و جهان واقعي، جنبه ديداري زندگي روزمره است که ناشي از حسي بودن و با بدن بودن مکان مي‌باشد. خيس شدن در باران، ديدن انواع متنوعي از چهره‌هاي مردم در حال حرکت، کنش و واکنش‌هاي روزمره مردم، نور آفتاب و هواي تاريک و صدها نمونه ديگر حوزه گسترده "قابل رويت شهرها" (Visible Cities) را به نمايش مي‌گذارد (دونات، 2004:40) (Donath).

با خصيصه‌هاي مشابه در "نمايش"، ولي متفاوت در ماهيت، مکان در شهر الکترونيک خودنمايي مي‌کند. در فضاي مجازي مکان از يک حيثيت کاملا قرار دادي، تعريف شده، صنعتي و ساختگي و بي بدن برخوردار است. در شهر الکترونيک نيز جغرافياي مکان و حتي امکان دسترسي به آن، اگر چه "قابليت جهاني" دارد ولي قابل محدود شدن به فضاي خاص و کاربران خاص با خصيصه‌هاي مرتبط به جغرافياي خاص مي‌تواند تعريف شود. تلاش گسترده‌اي که براي شبيه سازي فضا و مکان در شهر الکترونيک با شهر واقعي مي‌شود، نخست مفهوم فضاي مکان دار را تحقق مي‌بخشد بگونه‌اي که حتي در طراحي فضاها به جنبه‌هاي "دورنمايانه تصاوير[1]" (ايکوچي و همکاران، 2004) (Ikeuchi etal) و معماري شهر و حتي پردازش نور و طبيعي کردن گردش شب و روز در فضاي مجازي توجه مي‌کند (فوکودا و همکاران، 2003) (Fukuda etal). صنعت گرافيک کامپيوتري (کاد) و برنامه‌هاي طراحي همکاري‌هاي مجازي، تلاش مي‌کند جنبه‌هاي ديداري و حسي را در فضاي شهر الکترونيک تقويت کند، تا فرد از "احساس غيرواقعي" بودن کمتري برخوردار شود. البته در کنار تلاشي که براي شبيه سازي واقعي جهان مجازي با جهان واقعي مي‌شود، نگرش‌هايي وجود دارد که روند ديزنيلندي شدن اين فضا را نيز دنبال مي‌کند. ديزنيلندي شدن[2] فضاي شهري، نگرش مقابل واقعي سازي مي‌باشد ولي به نظر مي‌رسد هر دوي اين جنبه‌ها از واقعيت‌هاي زندگي ما مي‌باشد (واکاباشي، 2002) (Wakabayashi).

به نظر مي‌رسد مهم‌ترين متولي اجرايي براي تاسيس شهرهاي الکترونيک در کلان شهرها، شهرداري هايي مي‌باشند که به جاي سرمايه گذاري ميلياردي روي صنعت حمل و نقل، نيازمند اعمال "مديريت کنترل حرکت جمعيت" هستند. به عنوان مثال در شهر تهران از طريق مجازي کردن روندهاي انجام امور شهري، بسياري از معضلات ناشي از حرکت وسيع جمعيت حل مي‌شود. بر اساس بعضي از برآوردها نزديک به سه ميليون و يا بر اساس شمارش ماشين‌ها حدود 700 هزار نفر تفاوت جمعيت روز و شب تهران مي‌باشد که با الکترونيکي شدن شهر به صورت قابل توجهي اين تفاوت کاهش مي‌يابد و حرکت بين شهري جمعيت تهران را نيز کنترل مي‌کند. (Wakabayashi,2002).

 

اجراي شهر الکترونيک

در کل چهار مرحله براي اجرايي کردن الگو شهر يا شهرداري الکترونيک توصيه مي‌شود. در مرحله اول که مرحله پيدايش ناميده مي‌شود، لازم است سند راهبردي بر مبناي مطالعات ميداني از امکانات و پتانسيل‌هاي موجود تهيه شود. در اين زمينه استفاده از تجربيات جهاني نيز موثر خواهد بود. توسعه زير ساخت‌ها و آموزش به کارکنان ادارات يا سازمان‌هاي وابسته به شهرداري صورت مي‌گيرد. در مرحله دوم که مرحله ارتقاء نام دارد، شهرداري يا شهر الکترونيکي فعاليت خود را با ارايه ابتدايي ترين خدمات بر روي شبکه اينترنت از طريق وب سايت‌هاي طراحي شده آغاز مي‌کند. در مرحله بعد، مرحله تعامل، فعاليت هايي براي آموزش به کاربران و شهروندان شهر الکترونيک انجام مي‌شود و در مجموع تعاملي دو سويه ميان مديران شهري و شهروندان از طريق وب سايت‌ها ايجاد خواهد شد. در مرحله يکپارچگي که آخرين حلقه ايجاد شهر الکترونيکي محسوب مي‌شود، دامنه خدمات ارايه شده به شهروندان گسترش مي‌يابد و خدمات متنوع‌تري عرضه مي‌شود. در اجراي شهر الکترونيکي بايد به ارايه سبک زندگي الکترونيک و درخور عصر توجه داشت و بايد توجه کرد که سبک زندگي سنتي براي جامعه اطلاعاتي، تضادها و نابه‌هنجاري‌هاي خاص را به دنبال خواهد داشت. بنابراين يک الگوي مناسب زندگي با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي جامعه مورد نظر و مناسب در جامعه اطلاعاتي، يکي از برنامه‌هاي شهرهاي الکترونيک است. البته با توجه به اين‌که توسعه شهرهاي الکترونيک، دستاوردهاي بسياري را براي شهروندان، سازمان‌هاي شهري و ديگر ذي نفعان شهر به همراه دارد، مطمئن هستم در صورتي که در کشور برنامه ريزي‌ها بر اساس اولويت‌هاي جهاني و واقعيت‌هاي موجود جهان که حرکت به سوي جامعه اطلاعاتي است انجام شود، اجراي شهر الکترونيک در اولويت قرار مي‌گيرد. (سرفرازي، معمارزاده، 1386، ص8).

 

جهت گيري‌هاي شهرهاي الکترونيکي:

هر شهري در کشور، با توجه به شرايط حاکم بر آن شهر، از جمله شرايط جغرافيايي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي مي‌تواند در نظام حاکم کشوري و يا شهري دخالت داشته باشد. به عنوان مثال شهرهاي صنعتي مي‌توانند تاثيرات بسزايي در نظام صنعتي کشور داشته باشند.

از اين رو در شهرهاي الکترونيکي مي‌توان جهت‌گيري هايي مشخص کرد، جهت‌گيري‌هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و ... با استفاده از اين جهت‌گيري‌ها مي‌توان شاهد گسترش شهر الکترونيکي در زمينه‌هاي خاصي شد. از جمله فوايد اين بحث مي‌توان به تکميل بانک اطلاعاتي در جهت‌ها و زمينه‌هاي مختلف شد. در اينگونه شهرهاي الکترونيکي مردم به راحتي مي‌توانند در اين جهت گيري شريک شده و شهر با هدف مشخص در ترويج و تکميل نظام حاکم کشوري به راه خود ادامه دهد.

بايد در نظر داشت که شهرهاي الکترونيکي فقط با هدف ارايه خدمات شهري و خدمات مورد نياز شهروندان، ساخته و ارايه نمي‌شوند، بلکه همواره با جهت‌گيري‌هاي مشخص سعي در بهبود وضعيت کشوري و حاکم دارند. اين موارد را مي‌توان به صورت زير نام برد:

1 ) شهر الکترونيکي صنعتي

2 ) شهر الکترونيکي فرهنگي

3 ) شهر الکترونيکي سياسي

4 ) شهر الکترونيکي اقتصادي و ...

يک شهر الکترونيکي همواره داراي يک اصول و مدل اجرايي واحد و تعريف شده‌اي مي‌باشد که اين اصول از طرف سازمان و يا متولي اين امر مشخص مي‌گردد. در کل نيز زماني که اين اصول و مدل‌ها مشخص شدند در تمامي شهرها به طور يکسان اجرا مي‌شوند، ولي بايد توجه داشت که تمامي شهرها داراي موقعيت‌هاي يکسان در کشور نمي باشند و هر کدام از اين شهرها به نحوي در امور کشور دخالت دارند و هر کدام به نحوي براي خود جهت‌گيري خاصي دارند.

پس زماني که شهري از نظام سنتي به نظام الکترونيکي و مدرن تغيير پيدا مي‌کند لازم است که جهت‌گيري خود را حفظ و در عين حال بيش از پيش در تقويت اين جهت‌گيري پايبندتر باشد. به عنوان مثال: شهري را در نظر بگيريد که آن شهر را با عنوان شهر صنعتي خطاب مي‌کنند. دليل اين که اين شهر را صنعتي مي‌نامند چيست؟ شايد علت در اين است که آن شهر به علت غناي موجود در صنعت و نيز تاثيراتش در امورات کشور به اين نام شهرت يافته است.

حال اگر چنين شهري به صورت الکترونيک و بر خط به کار خود ادامه دهد، نمي‌توان خصوصيت صنعتي اين شهر را فراموش کرد، لذا اين شهر با استفاده از اين خصوصيت، جهت‌گيري داشته و با استفاده از وضعيت موجودش در تقويت امورات کشوري نقش خود را به خوبي ايفا مي‌کند.

از اين رو نمي‌توان شهرهاي الکترونيکي را بدون جهت‌گيري آن‌ها در نظر گرفت، زيرا که اين امر لازمه وجود يک شهر الکترونيکي است.

مثال عملي: اولويت‌هاي شهرداري بوستون در پياده سازي شهر الکترونيک:

1 . امنيت عمومي

2 . تحصيلات

3 . تهيه مسکن و خانه سازي

4 . گسترش نيروي کار

5 . توسعه اقتصادي

با توجه به اين که شهر بوستون از شهرهاي جزيره‌اي و نيز اقتصادي به شمار مي‌آيد، لذا شهرداري اين شهر نيز از اين موضوع غافل نبوده، به طوري که در اولويت‌هاي پياده سازي شهر الکترونيکي خود، گسترش نيروي کار و توسعه اقتصادي را در نظر گرفته است، که خود نمونه‌اي از اين جهت گيري‌ها مي‌باشند. (تبريزي مسکين، 1386، ص13).



1- Panoramic Images

2- Disneylandization

معرفی نظریه پرداز عدالت اجتماعی در شهر (سوزان فاینستین)

نظریه پرداز شهر خوب سوزان فاینستین استاد برنامه ریزی شهری در کالج طراحی دانشگاه هاروارد است. او پیش از این در کلمبیا و راتجرز تدریس کرده است. تخصص او در طراحی وشهرسازی می باشد.،او سردبیر مجله شهرها و بازدید کنندگان و شهر توریستی است.، نویسنده جنسیت و برنامه ریزی، خوانش در تئوری برنامه ریزی ، و خوانش در تئوری شهری است. سوزان فاینستین دریافت کننده جایزه مربی برجسته انجمن مدارس دانشگاهی از برنامه ریزی (ACSP) برای یک عمر دستاورد حرفه ای است.کتاب تنها شهر ایشان و تئوری شهر خوب مد نظر قرار گرفته است.

معرفی کتاب تنها شهر (just city) در خصوص عدالت اجتماعی در شهر

کتاب (تنها شهر)سال 2009 در خصوص عدالت اجتماعی

این کتاب در حصوص 3 اصل (دموکراسی تنوع و عدالت) نگارش شده است.

هدف این کتاب در خصوص شکوفایی یک انسان در شهر خوب است.

خانم سوزان برای نگارش این کتاب به مشاهدات خود در 3 شهر لندن ، نیویورک وآمستردام رجوع کرده و با استفاده ازموقعیتهای مشاهده شده موقعیت یک شهر خوب را به تحربر درآورده است.

در واقع ایشان معتقد است که در برآورد سیاستهای مورد نظر در شهر ابتدا باید طراحی مناسب صورت پذیرد و با در نظر گرفتن تنوع شهری و دموکراسی و حقوق صاحبان سهام که از آن به عنوان عدالت شهری یاد می گردد به سوی یک شهر عادلانه تر پیش رفت. و هدف این کتاب همین است.

برای بیش از 30 سال، شهرهایی در آمریکا و اروپا به سمت نابرابری حرکت می کرد و بیشتر این نابرابری ها در رابطه با ایدئولوژی نئو لیبرالیسم، که خواستار خصوصی سازی، محدودیت در رفاه اجتماعی، و مالیات کم بود اتفاق می افتاد.

رقابت برای منابع فضا، دفتر عمومی، کالاهای اقتصادی، مسکن، امتیازات گروه، وابسته خود و غیره و در زمینه ایدئولوژیک و تاکید بر رشد بیش از عدالت اجتماعی بود.. سیاست های شهری و عمومی به طور فزاینده ای از خانه داری و تاکید بر خدمات اجتماعی در جهت تلاش برای کارآفرینی ورشد و پرورش در حال انتقال بود.

در شهر تنها من با استفاده از هر دو روش قیاسی و استقرایی به بحث در چارچوب اصولی که معیار برای ارزیابی تغییرات سیاست های شهری است می پردازد. هدف کتاب این است که در مورد موضوع عدالت و مشکلاتی که بطن جامعه وجود دارد توسط فیلسوفان معاصر و برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران استدلال گردد.

در بخش اول، نظریه جان رالز، مارتا نوسباوم، ماریون یانگ جنس زنبق و سوسن، نانسی فریزر، و فیلسوفان دیگر که در معنای عدالت تمرکز دارند بحث می گردد بحث اساسی خانم فاینستین در استفاده از این نظریه ها به منظور توسعه یک رویکرد عدالت محورانه مربوط به شهرهای قرن 21 در اروپا و ایالات متحده و برای دفاع و اولویت دادن به عدالت در سیاست شهری است.

این بند پیرامون عدالت است و سپس در رابطه با واقعیت های عملی برنامه ریزی شهری و سیاست صحبت می کند و در زمینه ملی و جهانی راجع به شهرها، فرآیندهای محرومیت اجتماعی، مسائل مربوط به حکومت، و درگیری های درون شهری و تنوع در میان مکان را مورد بحث قرار می دهد.

پس از این بحث خانم فاینستین استنتاج مجموعه ای از اصول گسترده ای را مطرح می کندکه توسط آن به ارزیابی برنامه های شهری در شهرهای ایالات متحده آمریکا و اروپا می پردازد. بخش دوم کتاب به بررسی سه شهرنیویورک، لندن و آمستردام در ارتباط با این اصول (عدالت شهری) است.

در نتیجه، برنامه ها و توصیه های سیاستی شهری است که می تواند عدالت را در چارچوب یک شهر سرمایه داری بیشتر مشخص نماید.

در این کتاب از نظریه هاروی و کویین لینچ بهره برداری گردیده است و هدف غایی ایشان را که رسیدن به یک شهر خوب است را به تصویر کشیده و سیاستهای مورد نیاز برای اتخاذ جهت نیل به عدالت مورد نظر است را مطرح کرده است.

در این کتاب سعی شده است برنامه های شهری نیویورک و اروپا نقد شود و عناصر مربوط به عدالت از آن استخراج گردد.

در این کتاب اثر سیاستهای ملی و به خصوص سیاستهای اقتصادی برای نیل به عدالت به چالش کشیده شده است.

موانع و راهکارهای استقرار شهر الکترونیکی در ایران  

 موانع و راهکارهای استقرار شهر الکترونیکی در ایران 

 

 

 شهر الکترونیک حاصل توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و در واقع موج سوم است. اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی که به منظور تحقق جامعه اطلاعاتی جهانی برگزار شده است، شهرهای الکترونیکی را که بخشی از جامعه اطلاعاتی را می سازند، شامل شده است.

شهر الکترونیک حاصل توسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و در واقع موج سوم است. اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی که به منظور تحقق جامعه اطلاعاتی جهانی برگزار شده است، شهرهای الکترونیکی را که بخشی از جامعه اطلاعاتی را می سازند، شامل شده است.

 

شهرهای الکترونیکی نرم افزار و سخت افزار مورد نیاز را برای دسترس شهروندان در تمامی اوقات شبانه روز به پایگاه های داده خدمات دولتی وبخش خصوصی بر روی اینترنت فراهم می آورند. ایجاد شهر الکترونیک تاثیرات بسیار سودمندی را در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای اداره شهر و شهروندان به دنبال خواهد داشت.

 

در دهه های اخیر تحول عمیقی در سازماندهی نیروی کار، مبنای اقتصادی، قواعد سیاسی و حتی ماهیت خاص جوامع کشورهای صنعتی پدید آمده است. اطلاعات در این جوامع به عنصر حیاتی تبدیل شده است. این اتکاء روز افزون بر فعالیت هایی که مستقیماً با تولید، توزیع و کاربرد اطلاعات مرتبط است سبب گردیده است که بسیاری از کشورهای صنعتی جهان را جامعه اطلاعاتی بخوانند. گذر از جوامع سنتی وصنعتی قدیم به جوامع اطلاعاتی مستلزم تغییرات بنیادی چشمگیری در ساختار جوامع است. در جامعه اطلاعاتی شهرها با توجه عمق وظایف و پیچیدگی های روابط اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی عصر تعاملی حاضر در جامعه اطلاعاتی از اهمیتی دوچندان برخوردارند. در شهرهای سنتی بخش عمده ای از وقت شهروندان صرف انجام فعالیت های تکراری و غیر مفید می شود. انتظار در صف ها، پیمودن مسافت های طولانی برای خرید کالا و دریافت خدمات، معطل شدن در ترافیک های سنگین تنهابخشی از اتلاف وقت در شهرهای سنتی است. در یک شهر الکترونیک تمام فعالیتهای فوق الذکر از طریق یک وب سایت انجام می گیرد. از طریق این وب سایت می توان به تمام نقاط شهر دسترسی داشت و در کمتر از چند دقیقه به هر گونه اطلاعاتی دسترسی پیدا کرد و به آسانترین روش ممکن کارهای روزمره اداری و بانکی و سایرکارها را انجام داد.

 

مزایای شهر الکترونیک عبارتند از:

 

۱) فراهم آوردن خدمات اینترنت با کیفیت و سرعت بالا برای شهروندان

 

۲) فراهم آوردن محیط آموزشی مادام العمر

 

۳) بهبود کیفیت زندگی مردم

 

۴) ارائه خدمات یک مرحله ای به مردم

 

۵) ایجاد فرصت های تجاری بیشتر توسط تجارت الکترونیک

 

۶) ارتباط بهتر سازمان ها و ارگان های مختلف شهری

 

۷) دسترسی ۲۴ ساعته به خدمات شهری

 

۸) افزایش مشارکت مردم در اداره شهر

 

۹) کاهش ترافیک شهر

 

۱۰) کاهش آلودگی هوا

 

۱۱) صرفه جویی در وقت و انرژی

 

۱۲) کاهش فساد اداری

 

۱۳) افزایش نظم

 

۱۴) افزایش سطح آگاهی شهروندان

 

۱۵) مدیریت و نظارت یکپارچه شهر

کوتاه سخن آن که شهر الکترونیک به واسطه خدمات بالقوه ای که به شهروندان ارائه می کند حائز اهمیت است. نکته حائز اهمیت، سرعت بالای ارائه خدمات، کیفیت مطلوب، هزینه نازل صرف شده در شهر الکترونیک است. ایجاد و توسعه شهرهای الکترونیک بسیاری از مشکلات کلان شهرهای ما را به صورت ریشه ای مرتفع خواهد نمود.

 

موانع موجود برای دستیابی به شهر الکترونیک در کشور:

 

۱) موانع مدیریتی:

 

▪ مشخص نبودن متولیان استقرار شهر الکترونیکی

 

▪ نبودن طرح یا برنامه مدون ملی

 

▪ ندادن اولویت و اهمیت کافی به ICT در سیاستگذاری های ملی

 

▪ فقدان قانون نقل و انتقالات الکترونیک پول

 

▪ فقدان قانون امضای دیجیتال

 

▪ تداخل سیاستگذاری، اجرا و نظارت

 

▪ نبودن قانون مدون درباره جرایم الکترونیکی

 

▪ فقدان قانون تضمین کننده جریان آزاد اطلاعات

 

▪ فقدان قانون نظام حقوق مالکیت معنوی

 

▪ ترس مدیران سازمانهای دولتی از دست دادن موقعیت فعلی

 

۲) موانع آموزشی :

 

▪ پایین بودن خدمات اطلاع رسانی حرفه ای در خصوص نحوه عملکرد سازمان الکترونیک

 

▪ پایین بودن سطح میانگین آموزش

 

▪ پایین بودن نسبت آموزش های الکترونیک

 

▪ اطلاع رسانی نامناسب وسایل ارتباط جمعی درخصوص شهر الکترونیک

 

▪ پایین بودن نسبت متخصصان ICT در سازمان ها

 

▪ پایین بودن نسبت متخصصان فناوری اطلاعات به کل شاغلین

 

▪ کیفیت پایین دانش فنی متخصصان فناوری اطلاعات

 

۳) موانع اقتصادی :

 

▪ عدم تشویق بخش خصوصی به سرمایه گذاری روی ICT

 

▪ پایین بودن درصد معاملات تجارت الکترونیک

 

▪ پایین بودن سرمایه گذاری سازمان ها روی آموزش ICT

 

▪ پایین بودن درصد استفاده از پرداخت الکترونیک

 

▪ پایین بودن سرمایه گذاری سازمان ها روی تجهیزات ICT

 

▪ بالا بودن قیمت کامپیوتر

 

▪ پایین بودن درآمد سرانه مردم ایران

 

▪ فقدان رقابت در عرصه صنایع نرم افزاری

 

▪ ناتوانتی سازمان های الکترونیک در ارایه قیمت قابل رقابت

 

▪ بالا بودن هزینه اتصال به اینترنت

 

▪ بالا بودن هزینه تلفن ثابت

 

▪ زمان بر بودن بازده مالی شهر الکترونیک

 

۴) موانع فنی:

 

▪ مطلوب نبودن پهنای باند

 

▪ ناتوانی سازمانها در پشتیبانی الکترونیک

 

▪ پایین بودن میزان خدمات دولتی

 

▪ پایین بودن میزان تعاملات شبکه ای بین دولت و سازمان ها

 

▪ پایین بودن درصد اتصال مدارس به اینترنت

 

▪ پایین بودن کارایی کارتهای اعتباری

 

▪ پایین بودن ضریب نفوذ اینترنت

 

▪ عدم استقرار شهرداری الکترونیک

 

▪ پایین بودن درصد دسترسی دسترسی زنان خانه دار به اینترنت

 

▪ کافی نبودن مراکز ارایه دهنده خدمات اینترنت

 

▪ پایین بودن میزان ایجاد اینترانت سازمان ها

 

▪ پایین بودن نسبت میزابان های وب

 

▪ کافی نبودن رایانه های شخصی

 

▪ پایین بودن نسبت تلفن های ثابت

 

▪ پایین بودن نسبت تلفن های همراه

 

۵) موانع فرهنگی سیاسی:

 

▪ فرهنگ سیاسی ایران

 

▪ ترس مسئولان نظام از وابستگی کشور

 

آلبرت هیرشمن (مدل رشد اقتصادی نامتوازن)

پیشگامان توسعه

آلبرت هیرشمن (مدل رشد اقتصادی نامتوازن)

 

مقدمه:

در بحث از توسعه،پیش از هر چیز،مسأله پیچیدهء«تعریف»آن مطرح می‌شود. فلسفه،که علی القاعده باید حد و رسم«تعریف»را روشن کند،قرنها است که‌ تعریف خود فلسفه را به عنوان بحثی مهم پیش روی قرار داده است.وجود تعریف های‌ گوناگون فلسفی گواه آن است که فیلسوفان هنوز هم نتوانسته‌اند گریبان خود را از این مسأله خلاص کرده و به اتفاق نظر برسند.تعریف توسعه نیز از این‌ مشکل مبرّا نیست.زیرا این موضوع با جنبه‌های زبانی،تاریخی و فرهنگی، سخت درآمیخته است.جدایی نظریه‌های توسعه از یکدیگر نیز تا حد زیادی به‌ تعریف‌های متفاوت از توسعه باز می‌گردد.هرچند به لحاظ تاریخی،این‌ تعریف‌ها پس از مطرح‌شدن و نضج گرفتن نظریه‌های توسعه،و از لابلای‌ مطالب مطرح‌شده در این نظریه‌ها،استنباط شده و صورت صریحی گرفته،اما از نظر ترتب منطقی،بر آنها مقدم است.به عبارت دیگر،ساختمان نظریه‌های‌ توسعه بر بستر تعریف آن نظریه‌ها از توسعه بنا شده است.

تشريح مدل

توسعه اقتصادي يک فرآيند مستمر است که به وسيله زنجيري از عدم تعادل ايجاد و نگاه داشته مي‌شود. در واقع هدف سياست توسعه اقتصادي در نظريه رشد نامتوازن اين است که سعي کند فرآيند عدم تعادل را به وسيله يک رشته از سرمايه‌گذاري‌هاي مستقل که در بخش‌هاي استراتژيک تزريق مي‌شود استمرار بخشد و به اين ترتيب ممکن است عدم تعادل دقيقاً موجب تسريع روند توسعه شود. در اين شرايط سرمايه‌گذاري در صنايع و بخش‌هايي که حداکثر فايده اقتصادي اجتماعي را ايجاد مي‌کنند، مي‌تواند به مثابه لوکوموتيو رشد اقتصادي عمل کند و ساير بخش‌ها را به دنبال خود بکشاند.

هيرشمن معتقد است که هر منطقه داراي قابليت‌هاي رشد است که ممکن است براي سرمايه‌گذاري خاصي مناسب باشد و لذا امکانات منطقه‌اي مشخص كننده بهترين پروژه‌هاه براي تحقق رشد اقتصادي مي‌باشد لذا برخي از پروژه‌ها بايد براي «سرمايه‌گذاري وسيع» انتخاب شوند و رشد از صنايع پيشرو به صنايع عقب مانده از يک بنگاه به بنگاه ديگر انتقال يابد. سرمايه‌گذاري مستقل در يک صنعت مي‌تواند سرمايه‌گذاري‌هاي بيشتري را از طريق فشار مازاد تقاضا در صنايعي که عرضه‌کننده مواد مورد نياز آن صنعت هستند به وجود آورد. سرمايه‌گذاري فوق همچنين از طريق فشار مازاد عرضه موجب تشويق سرمايه‌گذاري در صنايعي که خريدار آن صنعت هستند؛ نيز مي‌شود. به همين جهت سرمايه‌گذاري در صنايع و بخش‌هايي که حداکثر فايده اقتصادي اجتماعي را ايجاد مي‌کنند و ساير بخش‌هاي اقتصادي را متاثر مي‌كند؛ لازم و ضروري است.

پيوندها يا ارتباط بخش‌هاي پيشتاز

هيرشمن در انتخاب بخش‌هاي پيشتاز متذکر مي‌شود که طرح‌هاي «استراتژيک» بايد انتخاب شوند. به نظر وي طرح استراتژيک لزوما به لحاظ اقتصادي سودآور نيست بلکه اين طرح‌ها مي‌توانند نقش رهبري اقتصاد را بر عهده بگيرند و ساير بخش‌ها را به دنبال خود حرکت دهند. طرح‌هايي استراتژيک هستند که داراي بيشترين مبادله با بخش‌هاي ديگر اقتصادي باشند. لازه به ذكر است كه هر سرمايه‌گذاري سه نوع تاثير بر اقتصاد دارد:

 از طريق پيوندهاي پيشين: پيوندهايي که موجب تشويق و ترغيب سرمايه‌گذاري در مراحل قبلي توليد مي‌شوند.

 از طريق پيوندهاي پسين: پيوندهايي که موجب تشويق و ترغيب سرمايه‌گذاري در مراحل بعدي توليد مي‌شوند.

 از طريق پيوندهاي هم سطح: پيوندهايي که موجب تشويق و ترغيب سرمايه‌گذاري در مراحل قبلي توليد مي‌شوند.(2)

 

از پيوندهاي پسين و پيشين به عنوان ارتباط عمودي و از پيوندهاي هم سطح با عنوان ارتباط افقي استفاده مي‌شود. هيرشمن توصيه مي‌کند که صنايعي به عنوان پيشتاز انتخاب شوند که داراي بيشترين پيوندهاي هم سطح، پيشين و پسين باشند تا بيشترين تاثير را در توليد، ايجاد اشتغال و توزيع درآمد داشته باشند. در واقع نقطه آغاز فرآيند توسعه در نظريه رشد نامتعادل پيدا کردن طرح‌هايي است که بيشترين پيوند‌هاي هم سطح، پيشين و پسين را دارا هستند. طرح‌هاي اجرايي با بيشترين پيوند‌ها از يک کشور به کشور ديگر (از نظر مکان) و از يک دوره به يک دوره (از نظر زمان) کاملاً متفاوت است و تنها مي‌توان از طريق تجربه به آن‌ها دست يافت. مثلاً در مورد صنعت فولاد –كه داراي پيوندهاي پسيني و پيشيني متعددي است-؛ اگر کشوري معادن سنگ‌ آهن نداشته باشد و نتواند در اين صنعت سرمايه‌گذاري کند انتخاب اين صنعت براي شروع فرآيند رشد اصلا مناسب نيست.

در نظريه رشد نامتوازن صنعت بايد بر کشاورزي اولويت داده شود زيرا بخش صنعت نه تنها از کارايي بيشتر برخوردار است بلکه ارتباط عمودي آن نيز داراي اثرات بيشتري بوده و سرمايه‌گذاري القايي زيادتري ايجاد مي‌کند؛ در حالي‌که بخش کشاورزي فاقد اثرات ارتباط پسين با ساير بخش‌ها بوده و ارتباط پيشين آن نيز بسيار محدود و ضعيف است. توسعه برخي از فعاليت‌هاي مکمل نظير زغال سنگ، سنگ‌ آهن و توليد ماشين‌آلات شاخص مناسبي براي اندازه‌گيري وسعت صنعتي شدن يک جامعه است. نوع خاصي از تکنولوژي پيشرفته و سرمايه‌بر در يک کشور که سابقه کمي در صنعت داشته باشد مي‌تواند از تکنولوژي کاربر و ماشين آلات ساده و ابتدايي مناسب‌تر باشد.

زماني که سرمايه‌گذاري‌ها به کشاورزي، آبياري، صنايع پوشاک و کالاهاي مصرفي اختصاص مي‌يابد افزايش توليد اين گونه کالاها براي عموم مردم ملموس و مشهود است اما نتيجه سرمايه‌گذاري‌هاي زيربنايي و اجتماعي باتوجه به اثرات بلندمدت آن حداقل در کوتاه مدت روشن نمي‌شود و به اين ترتيب ممکن است مردم در مقابل اين گونه سرمايه‌گذاري‌ها که بازده آن را لمس نمي کنند مقاومت کنند، مگر آن که اين سياست‌ها با فشار سياسي بر جامعه تحميل شود.