کتاب (تنها شهر)سال 2009 در خصوص عدالت اجتماعی

این کتاب در حصوص 3 اصل (دموکراسی تنوع و عدالت) نگارش شده است.

هدف این کتاب در خصوص شکوفایی یک انسان در شهر خوب است.

خانم سوزان برای نگارش این کتاب به مشاهدات خود در 3 شهر لندن ، نیویورک وآمستردام رجوع کرده و با استفاده ازموقعیتهای مشاهده شده موقعیت یک شهر خوب را به تحربر درآورده است.

در واقع ایشان معتقد است که در برآورد سیاستهای مورد نظر در شهر ابتدا باید طراحی مناسب صورت پذیرد و با در نظر گرفتن تنوع شهری و دموکراسی و حقوق صاحبان سهام که از آن به عنوان عدالت شهری یاد می گردد به سوی یک شهر عادلانه تر پیش رفت. و هدف این کتاب همین است.

برای بیش از 30 سال، شهرهایی در آمریکا و اروپا به سمت نابرابری حرکت می کرد و بیشتر این نابرابری ها در رابطه با ایدئولوژی نئو لیبرالیسم، که خواستار خصوصی سازی، محدودیت در رفاه اجتماعی، و مالیات کم بود اتفاق می افتاد.

رقابت برای منابع فضا، دفتر عمومی، کالاهای اقتصادی، مسکن، امتیازات گروه، وابسته خود و غیره و در زمینه ایدئولوژیک و تاکید بر رشد بیش از عدالت اجتماعی بود.. سیاست های شهری و عمومی به طور فزاینده ای از خانه داری و تاکید بر خدمات اجتماعی در جهت تلاش برای کارآفرینی ورشد و پرورش در حال انتقال بود.

در شهر تنها من با استفاده از هر دو روش قیاسی و استقرایی به بحث در چارچوب اصولی که معیار برای ارزیابی تغییرات سیاست های شهری است می پردازد. هدف کتاب این است که در مورد موضوع عدالت و مشکلاتی که بطن جامعه وجود دارد توسط فیلسوفان معاصر و برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران استدلال گردد.

در بخش اول، نظریه جان رالز، مارتا نوسباوم، ماریون یانگ جنس زنبق و سوسن، نانسی فریزر، و فیلسوفان دیگر که در معنای عدالت تمرکز دارند بحث می گردد بحث اساسی خانم فاینستین در استفاده از این نظریه ها به منظور توسعه یک رویکرد عدالت محورانه مربوط به شهرهای قرن 21 در اروپا و ایالات متحده و برای دفاع و اولویت دادن به عدالت در سیاست شهری است.

این بند پیرامون عدالت است و سپس در رابطه با واقعیت های عملی برنامه ریزی شهری و سیاست صحبت می کند و در زمینه ملی و جهانی راجع به شهرها، فرآیندهای محرومیت اجتماعی، مسائل مربوط به حکومت، و درگیری های درون شهری و تنوع در میان مکان را مورد بحث قرار می دهد.

پس از این بحث خانم فاینستین استنتاج مجموعه ای از اصول گسترده ای را مطرح می کندکه توسط آن به ارزیابی برنامه های شهری در شهرهای ایالات متحده آمریکا و اروپا می پردازد. بخش دوم کتاب به بررسی سه شهرنیویورک، لندن و آمستردام در ارتباط با این اصول (عدالت شهری) است.

در نتیجه، برنامه ها و توصیه های سیاستی شهری است که می تواند عدالت را در چارچوب یک شهر سرمایه داری بیشتر مشخص نماید.

در این کتاب از نظریه هاروی و کویین لینچ بهره برداری گردیده است و هدف غایی ایشان را که رسیدن به یک شهر خوب است را به تصویر کشیده و سیاستهای مورد نیاز برای اتخاذ جهت نیل به عدالت مورد نظر است را مطرح کرده است.

در این کتاب سعی شده است برنامه های شهری نیویورک و اروپا نقد شود و عناصر مربوط به عدالت از آن استخراج گردد.

در این کتاب اثر سیاستهای ملی و به خصوص سیاستهای اقتصادی برای نیل به عدالت به چالش کشیده شده است.